آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
آزادی برای توسعه در دیدگاه ضیاء الدین سردار(1987): آینده آزادی در توسعه جهانی:تو
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳
 

آزادی برای توسعه در دیدگاه ضیاء الدین سردار(1987):

آینده آزادی در توسعه جهانی:توسعه اقتصادی به مانند اصلاح سیاسی ادگار اوون، Edgar Owen

دکتر مهدی مطهر نیا

مهندس بابک نعمتی

از دهه ی پنجاه، شصت، هفتاد تا دهه ی هشتاد – زمان نگارش جستار حاضر - تمامی سامانه های ذهنی توسعه شکست خورده است در ابتدا ما نظریه روستو Rostow’s را داشتیم، به دنبال براندازی جوامع سنتی لرنر، در جوامع توسعه یافته برای صنعتی شدن در دو جهت گام برداشته شد: برنامه ریزی برای صنعتی کردن کشاورزی و رشد صنعتی شدن، انقلاب سبز، و پس از آن همراهی توسعه ی محیط زیست، یکی پس از دیگری به فناوری های اساسی و جایگزین نیاز دارد. تمام این تجربیات همراه با توسعه، از بیش از چهار دهه گذشته، گاهی با کمک سازمان ملل متحد، وگاهی با موافقت بانک جهانی و صندوق بین المللی پول،به اجرا در آمد؛ که یک چیز واضح مشترکی داشتند: آن ها هزینه سرباردر کشور های جهان سوم و تشدید فقر، سوء تغذیه، تخریب و بلایا را ،افزایش داده اند.


در حقیقت و در مقام مثال ادگار اوون با اشاره به مطالعه ی زمین، بیان می دارد که اگر روند موجود هم چنان ادامه داشته باشد، تا پایان هزاره، تعداد بی شماری از مردم در کشورهای در حال توسعه که بالغ بر 1.3 بیلیون نفر می باشند؛ دچار بد تغذیه ای می شوند، یک پنجم به وسعت بیابان ها افزوده می شود، و شکاف میان غنی و فقیر هنوز هم در حال گسترش است. اوون دلیل این بافت موقعیتی دلخراش را، به تصویر می کشد. جدایی غیر طبیعی میان توسعه و به ویژه گسترش آزادی متمرکز بر اقتصاد، وتولید ناخالص ملی بیشتر، به هزینه وخواسته های به حاشیه رانده شده نیاز دارد، در حالی که کشورهای جهان سوّم دربندِ فساد، با محدودیت گسترش پاداش به انتخاب نخبگان و کسانی که مطیع سیاست های رسمی هستند ،در حال دست و پا زدن می باشند اوون استدلال می کند که برای توسعه کار، جمعیت کثیری باید به زمین، اعتبار، بازار، فن آوری های مناسب با نیاز های خود، صداقت در دولت، وظرفیت برای تاثیر گذاری بر تصمیم گیری سیستم های قضایی دسترسی داشته باشند.تمام این ها بدان معنی است که توسعه، قبل ازدستیابی به هر چیزی، باید اول در داخل محدوده عملیاتی خود اصلاحاتی انجام دهد. آزادی، یا به عبارت مناسب تر آزادی های سیاسی، امری ضروری برای توسعه است. چالش اصلی این قضیه، که بارها به آن اشاره شده است.همین وجود آزادی های سیاسی است.

در کتاب اوون "قدرت و صلابت"، اگرچه، سبک دقیق و صریح آن با مطالعات موردی موفق مستقل برای توسعه سازمان های محلی در تایوان، کره جنوبی،چین، یوگسلاوی ومصر، و ژاپن پس از اصلاحات میجی" Meij" در سال 1868، پیوند خورده است.تمام نقش هایی که در کتاب اوون به آن اشاره شده متعلق به کشورهای استبدادی می باشد.اما حتی در این جا امکان پیشرفت، و توسعه غیر متمرکز، با استفاده از رویکرد مردم محور با مشارکت محلی، فن آوری مناسب و اصلاح دولت وجود دارد. فقر به طور مستقیم با بهبود، و رشد واقعی اقتصادی درگیر است.

 

دموکراسی کاذب:

اما مشارکت مردم به طور واقع تنها راه ممکن در دموکراسی های واقعی مورد نظر اوون، می باشد وبسیاری ازکشورهای در حال توسعه غیر کمونیستی، در بهترین حالت، دموکراسی نادرست را ارائه می کنند. دموکراسی درکشور های جهان سوم غلط است، به خاطر این که کمی بیشتر از یک ساختار پوچ برای دولتی می باشد که غیر قابل تصحیح و مملو از فساد است. با حمایت دولت ها و کشورهای صنعتی دموکراسی واقعی و آزادی تکامل می یابد. علاوه بر این، چنین اقداماتی که توسط دموکراسی های غربی و شرکت های چند ملیتی و سازمان های چند جانبه برای تسلط بر آن ها انجام می دهند، آن ها بیشتر به ترویج کمونیسم و راه حل های افراطی برآمده از اتحاد جماهیر شوروی و بنیادگزاران ایرانی می پردازند. غرب چه نیازی به انجام آن به جای اطمینان از فرایند توسعه حقوق اقتصادی اجتماعی و سیاسی برای همه دارد. دموکراسی های غربی باید برای دفاع از فقرا آمده باشند.

آینده آزادی در جهان در حال توسعه معانی خوبی دارد. بدون شک اگر بسیاری از پیشنهادات و انتقادات اوون ساده سازی و دنبال شود، سود سهام در هر دوی جوامع جهان سوم و جوامع صنعتی افزایش خواهد یافت.امّا در اساس، پژوهش های مشکوک، پیش فرض های نژاد پرستانه و تجزیه و تحلیل های غلط انجام گرفته است. آیا دموکراسی های غربی بهترین الگوی مشارکتی را برای کشورهای جهان سوم اتخاذ می نمایند؟ آیا آن ها می توانند با چیزی که نهایت خوبی را اگر نه بهترین را برای، فرهنگ بومی خود فراهم نمایند ؟ آیا فساد تنها ویژگی های دولت های در حال توسعه است؟ آیا شکل پیشرفته تری از فساد نیز در دموکراسی های غربی وجود دارد؟ آیا جوامع صنعتی به صورت آزاد از طبقه نخبه هستند؟ و شاید بسیاری پیش فرض های دیگر که، بی عدالتی تنها بخشی از سیستم اقتصاد جهانی است؛ واقعیت این است که این یک سیستم است. توسعه ی ناموفق به خاطر فقدان برنامه های صحیح و یا ایده عالی آن، شکست خورده است چرا که ساختارهای اقتصادی و سیاسی جهانی همراه با نهادهایی که بر اساس اصول غیر عادلانه تنظیم گشته اند. مگر در مواردی که در مورد این سیستم چیزی انجام شود، هیچ مقدار کلامی یا حسن نیّت و فن آوری مناسب آزادی را برای جهان سوم تضمین خواهد کرد.

یک چیز بسیار نگران کننده در مورد نظریه ی اوون وجود دارد. او می خواهد دموکراسی صنعتی را با استفاده از برنامه های توسعه به عنوان اهرمی برای اصلاحات سیاسی بیان کند که این دستوری برای فرمان برداری است.در طول چهار دهه گذشته، کمک های خارجی و کمک های فنی فقط برای این منظور (به عنوان تشکر از اوون استفاده می شد) دموکراسی ها چیزی را تحمیل نمی کنند، آن ها تکامل و رشد را به طور ذاتی توسعه می دهند. هر تابع از توسعه، ساختارهای سیاسی را تحمیل نمی کند، حتی اگرآن ها در عقاید توماس جفرسون و جان آدامز باشد. آزادی برای کشورهای در حال توسعه می تواند دموکراسی مشارکتی تضمین شده ای را ، تنها در صورتی که مردم جهان سوم مجاز به کشف ریشه های فرهنگی بومی خود از حکومت باشند؛ فراهم نماید. این بدان معناست که اصلاح ساختار اقتصادی جهان بر اساس اصول عادلانه است. بیان بخشی از این نگرانی ها، از آینده آزادی در جهان در حال توسعه نیازمند نگارش بک کتاب فکری است بسیاری از راه حل های پیشنهادی خود به تنهایی ممکن است جدید نباشد، امّا آن ها بی گمان با تاکید دوباره بر ارزش ها با این امید که در نهایت به تغییرات واقعی در استراتژی های توسعه متعارف منجر می شود، تولید می شوند. توسعه مرده است سرزندگی طولانی باد.

 

 

 

 

اتوپیا چیست؟

 

تمامی فرهنگ ها با ترسیم چشم انداز، آینده ی بسیار روشنی را در آینده ترسیم و وعده می.دهند. بسیاری از چشم انداز ها بر اساس افسانه هایی از دوران طلایی؛ بیشتر از هرچیز دور ه هایی از تاریخ فرهنگی متوازن و شادی آفرین را پیش بینی می کنند. مهاب هاراتا[1] نخستین و کامل ترین چشم انداز دوره طلایی را برای آینده هندوستان شرح می داد. چشم انداز تائویست[2] چینی بر دوران پاکدامنی و پرهیزگاری متمرکز بود. آبورجین[3] استرالیایی دارای دوران روایی مخصوص به خود می باشد. مسلمانان نیز دارای نگرشی از پیامبر خود محمّد"ص" دارند. و برای غرب"جمهوری افلاتون و مجهز کردن ورژیل آرکاد(ناحیه ای در یونان)، Plato’s Republic and Virgil’s Arcadia furnish" دارای ایده آل هایی با همین هدف هستند. اما هیچ کدام از این دیدگاه ها، نگرش های پروامند – متوجّه – به گذشته و آینده ی پیش روی اتوپیا یا مدینه فاضله را نمی توانند توضیح دهند.

اتوپیا گونه ی ویژه ای از چشم انداز آینده را در شکل ویژه ی خود شرح می دهد. اتوپیا ها بر بنیاد داستان ها و افسانه های غیر قابل تشبیه با کتاب های مقدس و نوشته های تاریخی قابل ترسیم هستند. آن ها بر مبنای دنیاهای غیرواقعی می باشند. اتوپیا ها به طور کلی شکلی از نوشته های خیال پردازانه هستند. چشم انداز، و اشکالی از این قبیل، با کتاب سر توماس مور – به همین نام یعنی اتوپیا -- آغاز می شود.اوتوپیا در واژه یابی آن با بی مکانی همنام است. این بی مکانی رودخانه بی آب نامیده می شود، رئیس و مدیری که افرادی تحت نظر ندارد و داستان ها و افسانه هایی که مرتبط با سفر نامه ها می باشد به طور اختصار هیتلیدوسHythlodaeus, ، به معنی ناظر خارج از منطق می باشد. بر اساس اتوپیای مور، و سایر اتوپیا ها که پس از آن معرفی گردید، بی مکانی موجود، به شکل تاریخی و دانش واژه ای –مفهومی -- آن، نمی تواند هر جغرفیا و مکانی باشد. مکان طبیعی اتوپیا ها و اتوپیا گرایی در غرب است.

بر اساس نظر کریشان کومار[4] سنّت اتوپیا یا اتوپیا گرایی در خارج از دنیای غرب بی معنی نمی باشد. سایر انواع جوامع ایده آل یا شرایط بلوغ انسان کامل به فراوانی در جوامع غیر غربی و به شکل رایج در نظام های دینی یافت می شود. اما به هیچ شکل در این جوامع و جوامعی که ما آن ها را بررسی نمودیم توسعه و انتقال این نگرش و کشف امکانات جدید مرتبط با اتوپیا مشاهده نگردید.

بلکه ممکن است، با درجه اهمیت مساوی اتوپیا ها نتوانند بدون هیچ گونه افراطی نسبت به جوامع غیر غربی توسعه یابند. بسیاری از نظریات در ارتباط با اتوپیا ها از سال 1516 یعنی 25 سال پس از کشف قاره آمریکا توسط کلمبوس به وجود آمد. تمام اتوپیاها بر اساس امکان پذیری ساخته شده است به دلیل این که بر مبنای دنیای واقعی بنا شده است. سرچشمه ی بنیادی اتوپیا بر مبنای دو گونه سبک زندگی جدید که انسان ها در امریکا آغاز کردند، قابل پروا می باشد: تفکّر اشتراکی و پنهانی برخاسته از اموال شخصی. توماس مور اولین طرح واره ی الگویی از اندیشه ی آینده مرکزی را با ویژگی تفکر اروپایی را برای ما ارائه نمود. واقعیت پنداشتن این جستار که انسان ها ی گوناگون باید در بافت موقعیتی و آرمانی که اروپاییان مورد پروا قرار دادند، زندگی نمایند؛ در این اتوپیا ها مطرح می گردد. در تمدن غربی اتوپیا ها بیشتر بر اساس آرمان ها، اطلاعات و تجربیات سایر جوامع و فرهنگ ها توسعه یافته است.

نکته ی بسیار مهم و تنها پرسش قابل گفتگو در نگرش کریشنا کومار که تنها رساله ی موجود در کنکاش اتوپیا گرایی می باشد؛ چرایی این نگرش که به چه دلیل جوامع غیر غربی به دنبال اتوپیا ها هستند بوسیله کومار مورد تحلیل قرار می گیرد. او بیان می دارد که " بیشترین میزان اثرگذاری این دیدگاه در این جوامع توسط مذهب و دین می باشد". امّا اگر اتوپیا را به صورت ساده به عنوان "داستانی برای چگونگی رویارویی و برخورد با یک جامعه خوب"، بدانیم، فرهنگ های غیر غربی تا قبل از این دارای داستان هایی با فلسفه مذهبی ویژه ی خودشان بودند به گونه ای که آن ها هیچ گونه نیازی به تشکیل اتوپیای انسان گونه، نداشتند. اگرچه این انگاره، به این معنا نیست که فرهنگ های غیر غربی دارای یک فلسفه نظم آفرین هستی بخش سنتی، انتقادی، اکتشافی و توسعه ای نمی باشند بلکه این – اتوپیا آفرینی ها -- تحت تاثیر سیستم های بخردانه ای می باشند که از نقطه نظر مذهبی مورد پروا قرارمی گیرد، سیستمی بخردانه با همان هدفی که از یونان باستان سرچشمه گرفته است، با این تفاوت که بر اساس دگرشی -- تغییری -- کوتاه و با استدلالی بالادستی – ماورایی -- مورد ژرف نگری – بررسی -- قرار داد.

 

مُلک خیال:

 

دلایل دیگری در مورد چرایی عدم وجود مبنای غیر انسانی در اتوپیای فرهنگ غیر غربی وجود دارد. این ایده که انسان اجتماعی می تواند بوسیله انسان مصنوع کامل گردد و اخلاق مادی یک واقعیت غربی می باشد، به عنوان تصوری از پیشرفت و ترّقی می تواند در بدست آوردن چرایی های بنیادین ما را یاری دهد. زمانی که ما به آمیختگی این انگاره از نگرش غربی می پردازیم، مفهوم حق حاکمیت مطرح می شود که از اصول اساس اتوپیا گرایی می باشد. بنابراین اتوپیاها از استدلال هایی از قبیل تکامل، تکامل پیوسته، تکامل برابر، همسازی تکاملی در میان همه انسان ها، و معانی و واژگانی برای گسترش و پذیرش آن در تمام دنیا استفاده می نمایند. در فرهنگ های متنوع منابع قدرت قابل مشاهده است و می توان این گونه بیان نمود که یک فرد در اتوپیا اغلب جدای از ظلم و ستم سایرین می باشد.

دیدگاه کیهانی برون غربی– غیرغربی -- همواره از این نکته که عالم ملکوت نمی تواند از زمین خاکی ساخته شده باشد استوار است: به راستی، این قابل گفتگو در فرهنگ های غیرغربی، به مانند اسلام، هندو وسایر آن ها می باشد.

بنابراین شگفت انگیز نیست که بسیاری از اتوپیا ها یک کابوس وحشتناک است. به طور کلی کومار معتقد است که اتوپیا ها آن کاری را که بسیار خوب و عالی است را انجام نمی دهند. در حقیقت دارای یک ژرف گرایی می باشند. از اینرو ازدیاد "اتوپیا گریزیdystopias"، نشان دهنده ی چگونگی ایجاد اندیشه ی اشتباه جوامع اتوپیا گرا می باشد. بنابراین ما، زامیاتین[5] و کوستلر[6]  در تلاش برای نشان دادن چگونگی مارکسیسم و لنینیسم در جنگل حیوانات اورول[7] هستیم و همانند سال 1984 به آزمایش تئوری ها و فعالیت های شوروی سابق جدید می پردازیم. نظریه دنیای جدید هاکلی براو[8] بر روی آینده های ممکن برای آمریکا به عنوان یک جامعه اقتصادی و مکانیزه شده تمرکز دارد.هدف این قبیل اتوپیاگرایی ها این نمی باشد که اتوپیا گرایی را غیر ممکن جلوه دهد بلکه به دنبال نمایش چگونگی درک معنای واقعی آن است. علوم و منطق و دموکراسی در اتوپیای مدرن همراه با دنیای مدرن می آید. کومار می نویسد که:

جدای از انسان گرایی لیبرالیستی، به علاوه آن رفاه و آسایش، واقعیت اتوپیا در دنیا بی مانند وبی نظیر می باشد، دنیای قدیم در شکل استبدادی با لباس و ظاهر جدیدی باز می گردد که می توان گفت به صورت سیاست های انبوه دموکراسی و برنامه ریزی های خیرخواهانه است.

آنچه که در اتوپیا گرایی مورد کنایه و سخره قرار می گیرد تفکر در مورد دنیای معاصری است که درآن مذهب به عنوان نیروی محرکه برای اتوپیای سکولار مورد استفاده قرار می گیرد. رسوخ در ملت های غربی در حال حاضر اشتیاقی را برای پیروان مذاهب فراهم می نماید. همانند کومار که به ما می گوید مذهب سنگ بنایی برای مسحیت نوین سن سیمون[9] ، اتحاد دینی بلامی[10]، مذهب سوسیالیزم و تمامی مذاهب جدیدی است که می توان به انسان گرایی لیبرال اضافه نمود. ما می دانیم این ها محرکی برای ایجاد اتوپیای مذهبی است که توسط ایران خمینی-- آیت الله خمینی در ایران -- و مانند آن در کشور های مسلمان همانند هندوها در هندوستان چهره نشان می دهند.



[1] Mahab- harata

[2]Taoist

[3] Aborigines

[4]Krishan Kumar:  

[5]  Zamyatin

[6]  Koestler’s

[7]  Orwell’s

[8]  Huxley’s Brave

[9]  Saint-Simon’s

[10]  Bellamy’