آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
چشم‌انداز توسعه و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸
 

چشم‌انداز توسعه و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت 

 

ایران‌صدا: با نام‌گذاری سال 1390 به سال «جهاد اقتصادی» و در ادامه در سال 1391 به نام سال « تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» توسط مقام معظم رهبری(حفظه‌الله تعالی) مرحله‌ی جدی‌تری درباره‌ی لزوم توجه به راهبردهای اصلی طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت باز شده است، اما اصولاً چه رابطه‏ای بین طراحی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و جهاد اقتصادی وجود دارد؟...

کارشناس/مهمان: مهندس بابک نعمتی,  

نخستین پرسشی که در ارتباط با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت مطرح می‌شود، این است که چرا از هویت و فرهنگ در آن سخن به میان می‌آید؟ چه شده است که امروزه در جهان معاصر، متوجه اهمیت مباحث هویتی و فرهنگی در امر توسعه شده‌اند؟ 
با نگاهی به نظریه‌های توسعه به‌ویژه آنهایی که تحت عنوان نوسازی در جهان سوم مطرح شده‌اند، متوجه می‌شویم که در خود الگوی نوسازی با اشکال متفاوتش، 5 پیش‌فرض وجود دارد:
1. تغییرات و تحولات ساختی و کلان جوامع بشری در مسیری واحد صورت می‌گیرد.
2. الگوی توسعه غرب و فرایند تاریخی آن اجتناب‌ناپذیر است.
3. چون جوامع گوناگون در سیر تکاملی خود یک فرایند تک‌خطی را پیموده‌اند، جوامع عقب‌مانده هم باید آن راه را بپیمایند.
4. جوامع عقب‌مانده باید فرایند توسعه غربی را سرلوحه خود قرار دهند.
5. عامل عقب‌ماندگی صرفاً درونی است.
بر حسب این نگاه بود که مفهومی به نام فرهنگ توسعه طرح شد. با این حال، بین فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگی تفاوت هست. بر پایه فرهنگ توسعه، یک الگو بیشتر نداریم و آن الگوی پیشرفت غرب است و دیگران باید ببینند که کشورهای توسعه‌یافته از چه ویژگی‌های فرهنگی و روان‌شناختی و اجتماعی‌ای برخوردار بوده‌اند و باید همان مسیر را دنبال کنند. برای مثال، «ماکس وبر» ارزش‌های فرهنگی را عامل پیشرفت می‌داند، ارزش‌هایی چون: بیشینه‌شدن سود، دوری از زهدگرایی، عقلانیت ابزاری، منع مناسک‌گرایی مذهبی و دیگران به ارزش‌های دیگری همچون گرایش به عام‌گرایی، عینی‌گرایی، برون‌گرایی، ماده‌گرایی و پایبندی به قانون و ... اشاره می‌کنند و شرقی‌ها را با ارزش‌هایی خلاف ارزش‌های مذکور معرفی می‌کنند.
هرچند انتساب این ارزش‌ها به غرب و شرق مناقشه‌آمیز است، اما پندار اصلی این بود که تنها یک فرهنگ برای توسعه هست، کشورهای غیرغربی هم که خواستند الگوی توسعه غربی را پیاده کنند، نه تنها توسعه نیافتند که دچار «از جا در رفتگی» هم شدند. به همین علت، یونسکو دهه ٨٧-٩٧ را دهه توسعه فرهنگی می‌نامد. توسعه فرهنگی به این معناست که پیش از آن‌که فرهنگ خود را با توسعه وفق دهد، توسعه باید خود را با فرهنگ سازگار کند.
امروزه جامعه‌شناسان و فیلسوفان به‌ویژه از هوسرل به بعد، از مفهومی به نام «زیست جهان» سخن گفته‌اند. آن چیزی که روزی به نام عقیده عامیانه ( Common Sense) مطرود بود، امروزه تحت عنوان دانش روزمره مورد توجه قرار می‌گیرد. بنا بر توسعه فرهنگی، توسعه باید از مردم و از آن‌چه می‌اندیشند و انجام می‌دهند، صورت گیرد.
در این نگاه، توسعه مجموعه‌ای جامع و فرایندی چندبعدی است که فراتر از جنبه اقتصادی بوده و همه جوانب زندگی را دربرمی‌گیرد. یونسکو در خصوص توسعه فرهنگی چند مؤلفه ویژه می‌آورد: ارج‌نهادن به بعد فرهنگی توسعه، تسریع در ارتقای هویت فرهنگی و ارتقای همکاری‌های بین‌المللی.
فهم هویت تاریخی یک جامعه در فرایند توسعه کار ویژه زیادی دارد. این امر می‌تواند در سطح اجتماعی خاستگاه حس تعلق و امنیت وجودی افراد باشد و نیز در سطح سیاسی می‌تواند مبنای یک نظام سیاسی قرار گیرد.  

کارشناس: مهندس بابک نعمتی
سردبیر: دکتر مهدی مطهر نیا
تهیه کننده اینترنتی: محمد مهدی شادبهر
گوینده : سارا عشفی نیا (کارشناس مجری)
گروه اجتماعی و اقتصادی
دوستان و مخاطبان برنامه باریخ می تواننداز طریق لینک زیر هم فایل مربوط به این برنامه را دانلود نمایند و هم می توانند به صورت آنلاین گوش فرادهند.