آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
نقش اساسی دین در جهان پسا‌مدرن
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

نقش اساسی دین در جهان پسا‌مدرن

ایران‌صدا:در این برنامه تلاش شده تا نیاز جامعه مدرن به دین، اثبات و بطلان دیدگاه بی‌نیازی بشر از دین، روشن گردد. این بحث از ابعاد وسیع و عمیق فراوان برخوردار است و پرداختن به تمام آن در یک برنامه امکان‌پذیر نیست. درنتیجه، تنها به بررسی نیاز جامعه مدرن در حوزه نیاز به آینده‌پژوهی دینی پرداخته شده‌است. همچنین در این برنامه از نفوذ عقاید انحرافی در بین جوانان صحبت شده‌است.

کارشناس/مهمان: حجت الاسلام والمسلمین دکتر محراب صادقی نیا,  

آشنایی با گوشه‌ای از تحقیقات در خصوص آینده‌پژوهی دینی از دیدگاه غربیان

همان‌گونه که در جامعه سنتی، حقوق، مبتنی بر دین بوده، در جامعه مدرن نیز حقوق در وضع و حفاظت از خود، شدیداً نیازمند دین است و به‌رغم ادعا، عقلانیت، کافی نیست. اخلاق نیز به عنوان یکی از نیازهای اساسی جهان معاصر به دین نیازمند است. دین در عقلانیت و معنابخشی به اصول اخلاقی، شناسایی برخی اصول اخلاقی و حمایت و پشتیبانی از آنها نقش مهمی ایفا می‌کند. تأثیرپذیری عقل عملی از امیال و خواست‌های انسان، روشن‌شدن پیامدهای مخرب سلطه عقلانیت ابزاری، مجهول‌بودن انسان و حیات اجتماعی او، نادیده‌انگاشتن آثار مستقیم و غیرمستقیم دین در شکل‌دادن به ابعاد مثبت تمدن مدرن و نادیده‌انگاشتن حیات واقعی انسان و تقلیل زندگی به حیات مادی، برخی از دلایلی است که ضعف عقلانیت مدرن را در سامان‌دادن زندگی انسان در عرصه‌های مختلف از جمله حقوق و اخلاق، احراز می‌کند.

در ارتباط با ویژگی‌های جامعه مدرن، مطالب زیادی بیان شده است. از نظر پیروان روشن‌گری، مهم‌ترین خصوصیت جهان مدرن، عقلانیت و خردگرایی است. چنان که ماکس وبر، «عقلانیت» را مهم‌ترین ویژگی جامعه مدرن معرفی کرده‌است. عقلانیت مورد نظر وبر، عقلانیت ابزاری است؛ عقلانیتی که بی‌اعتمادی به سنت‌ها، بی‌اعتمادی به شرایع آسمانی در جامعه‌سازی، اعتقاد به خودبسندگی انسان، اعتقاد به خودبسندگی عقل و اعتقاد به نقش ابزاری عقل از مهم‌ترین خصوصیات آن شمرده می‌شود. از نظر وبر، عقلانیت خودبنیاد در سه عرصه «ساختار اجتماعی»، «اندیشه و خرد»، و «فرهنگ» تحقق می‌یابد و انسان را از امور دیگر مانند دین، بی‌نیاز می‌سازد. مسئله‌ای که در این ارتباط، مطرح می‌شود این است که از یک سو انتظار می‌رفت مطابق با اعتقاد پیروان روشن‌گری، دین باید حداقل از عرصه حیات اجتماعی کنار می‌رفت و از طرف دیگر پس از سلطه یک دوران طولانی عقلانیت، گرایش شدید به سمت دین در جامعه مدرن دیده می‌شود. برای مثال از نظر برگر، نادیده‌انگاشتن نقش دین در تحلیل مسائل جهان معاصر، خطایی نابخشودنی است. ویلم نیز سه جریان «الهیات آزادی‌بخش»، «جنبش‌های دینی جدید» و «بنیادگرایی» را جریان‌هایی معرفی می‌کند که به نحو آگاهانه و ارادی به مقابله و ایستادگی در برابر جریانی برخاسته‌اند که تا پیش از این به‌مثابه فرایندی مطلوب، جهانی و اجتناب‌ناپذیر معرفی می‌شد. موریس باربیه معتقد است رشد فزاینده احساسات دینی و جست‌وجوی امری معنوی در میان جوانان، ربط وثیق دیانت و الگوهای سیاسی و رشد فزاینده امر دینی در مسائل سیاسی و اجتماعی در خارج از اروپا مهم‌ترین مسائلی‌اند که از رونق‌یافتن مجدد دین در زمان حاضر حکایت دارد؛ به علاوه، این دیدگاه مالرو که سدۀ 21 یا مذهبی است و یا وجود ندارد، یکی از مسائل مهم را در ارتباط با دین و مناسبات آن با سایر نهادهای اجتماعی مانند سیاست و امثال آن مطرح می‌کند و این ادعا به عقیده باربیه در حال اثبات‌شدن است. به عقیده جولی اسکات، مهم‌ترین وظیفۀ جامعه‌شناسی دین، تلاش برای فهم پیشرفت دین در دنیای معاصر است؛ زیرا همان‌طور که ما به هزاره سوم وارد می‌شویم با توسعه و پیشرفت دین نیز روبه‌رو می‌شویم. در پی این تحول عظیم در تاریخ انسانی، این پرسش مطرح می‌شود که: آیا رونق‌یافتن مجدد دین در جوامع مدرن از ضعف و ناتوانی عقلانیت مدرن در سامان‌دادن زندگی انسان حکایت ندارد؟ پاسخ ما به این سؤال مثبت است؛ یعنی رونق مجدد دین، نشان ناتوانی عقلانیت مدرن است. حتی این مدعا نیز قابل طرح است که انسان و جوامع مدرن، بیش از گذشته به دین نیازمندند. اگرچه این مدعا در سطوح فردی و اجتماعی، قابل اثبات و پی‌گیری است.

سردبیر: دکتر مهدی مطهر نیا

تهیه کننده اینترنتی: محمد مهدی شادبهر

گروه اجتماعی و اقتصادی

دوستان و مخاطبان برنامه باریخ می تواننداز طریق لینک زیر هم فایل مربوط به این برنامه را دانلود نمایند و هم می توانند به صورت آنلاین گوش فرادهند.

http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=895485