آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
تعاریف توانمندسازی
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٦
 

تعاریف توانمندسازی 

به منظور رسیدن به یک ادبیات واحد به برخی از تعاریف مرتبط با توانمندسازی می‌پردازیم:

  • توانمندسازی یک مفهوم سیاسی، اجتماعی که متعلق به مشارکت سیاسی رسمی و افزایش آگاهی است یک تعریف کامل از توانمندسازی باید شامل مؤلفه‌های شناخت روانشناختی، سیاسی و اقتصادی باشد(استراماکوییست، 1993)
  • مشارکت کامل مردم در تصمیم‌ها و فرآیندهایی که به زندگی شان شکل می‌دهد.
  • توانمندسازی فرآیندی است که باعث افزایش ظرفیت‌ها و سرمایه‌های افراد یا گروه‌ها برای انتخاب می‌شود و انتخاب‌ها را به سوی نتیجه‌ها و اعمال مطلوب سوق می‌دهد(آلویپ و هنسن[1]، 2005).
  • در مراحل توانمندسازی  و داشتن قدرت سه جنبه مورد نیاز است: الف) دستیابی به کنترل منابع؛ ب) عاملیت (توانایی استفاده از این منابع برای بوجود آوردن فرصت‌های جدید)؛ ج) دست‌یابی‌ها به درآمدهای اجتماعی کبیر[2]، 1999).
  • در فرهنگ لغت وبستر از توانمند سازی به عنوان تفویض اختیار یا اعطای قدرت قانونی به سایرین تعبیر شده است.
  • فرهنگ لغت آکسفورد نیز فعل توانمند سازی را به عنوان توانا ساختن و به معنای ایجاد شرایط لازم برای بهبود انگیزش افراد در انجام وظایف خویش،‌ از طریق پرورش احساس کفایت نفس تعریف کرده است.
  • توانمند سازی دادن قدرت به افراد نیست. افراد هم اکنون دارای قدرت می باشند ( به صورت سرمایه ای از دانش و انگیزش ) تا کار خود را بسیار عالی انجام دهند. توانمند سازی را به عنوان آزاد کردن این قدرت تعریف می کنیم.
  • توانمندی سازی یعنی واگذار کردن مسئولیت به سطوح پائین تر سازمان تا بتوان از دانایی، مهارت،  تجربه و انگیزه آنان برای پیشبرد اهداف سازمان مدد گرفت.


[1] Alosp and Heinsobn

[2] Kabeer


  • ترلاکسن،‌ توانمندسازی را فرآیند تغییر عملکرد کارکنان از وضعیت آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند‌ به آنچه که نیاز است انجام دهند تعریف می نماید به عبارت دیگر یعنی قبل از آنکه به ایشان بگویید چه کار کنند می توانند بخوبی وظایفشان را درک کنند.
  • توانمند سازی،‌ واگذاری اختیارات رسمی و قدرت قانونی به کارکنان به منظور افزایش کارایی و ایفای نقش مفید در سازمان است بعبارت دیگر رویکردی مدیریتی است تا کارکنان با اختیارات داده شده بتواند خود به اتخاذ تصمیم بپردازد.
  • توانمند سازی فرآیندی است به منظور ایجاد شرایط مناسب در راستای قادر ساختن کارکنان برای بکار بستن بیشتر نیروی تفکر جهت ارایه راه حلهای مناسب تر در حل مشکلات سازمان.
  • توانمندسازی فرآیند توسعه است که باعث افزایش توان کارکنان برای حل مشکل و ارتقای بینش سیاسی و اجتماعی آنان شده و ایشان را قادر می سازد تا عوامل محیطی را شناسائی و تحت کنترل بگیرند.
  • توانمند سازی عبارت است از شناخت،‌ توسعه و گسترش قابلیت و شایستگی افراد برای نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمان.
  • توانمند سازی یک فرآیند موثر و پیشگام است که برای سازمان مزیت راهبردی و برای کارکنان فرصت مشارکت در کامیابی سازمان را می آفریند.

 

اهمیت،‌ هدف، ضرورت ها و مــزایا

اهمیت

اصلی ترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان،‌ نیروی انسانی بوده و کیفیت و توانمندی نیروی انسانی،‌ مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد.از نظر " دراکر " رشد اقتصادی مرهون توانمند کردن کارکنان فرهیخته است. توانمند سازی کارکنان،‌ محوری ترین تلاش مدیران در نوآفرینی،‌ تمرکز زدایی و حذف دیوان سالاری در سازمان ها می باشد. توانمند کردن افراد موجب می شود تا مدیران و سازمان سریع تر و بدون اتلاف منابع به اهداف خود نائل شوند. توانمند سازی موجب می شود که کارکنان، سازمان و شغل را از آن خود بدانند و از کار کردن در آن به خود ببالند. بدون توانمند سازی، نه مدیران و نه سازمان نمی توانند در درازمدت کامیاب باشد.

هدف

هدف از توانمند سازی فراهم ساختن محیطی است با اختیارات بیشتر به منظور ایفای نقش موثرتر کارکنان در فرآیند تغییر و بهبود جریان کار ضمن کاهش میزان نیاز به سرپرست مستقیم در مسیر تحقق اهداف سازمانی

 ضرورت ها

چنانچه توانایی افراد افزایش یابد، می توانند بصورت بالقوه کارها را در سطحی بالاتر و بهتر انجام دهند بدیهی است این توان بالقوه باعث انگیزه بالایی خواهد شد لــذا توجه به توانمند سازی نیروی انسانی برای توسعه سازمانها در ابعاد مختلف مالی و اقتصادی، فرهنگ سازمانی، فنی و تکنولوژیکی امری ضروری و حیاتی است. همچنین با توجه به ورود نیروی انسانی آگاه تر، با دانش فراوان تر و حساس تر نسبت به زمان و نیز تقاضای مستمر از سازمان برای کیفیت برتر و ارزش بیشتر، ضرورت عینی توانمند سازی را بیش از پیش احساس می گردد.

" کانگرو و کانانگو " ( 1988 ) دلایل زیر را برای شدت توجه به توانمندسازی بر می شمرند :

مطالعات مهارتهای مدیریت نشان می دهد که توانمندسازی زیردستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است از سوی دیگر تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمانها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل،‌ اثر بخشی سازمانی را افزایش می دهد همچنین تجربیات تیم سازی در سازمان دلالت بر این دارد که راهبردهای توانمندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد، بقا و موفقیت تیم های کاری دارد.

مزایا

اگر مفهوم توانمند سازی به درستی درک گردد و با ایده بهبود مستمر در عملکرد کلی سازمان مرتبط شود بیشترین بهره برداری از منابع فکری عرضه شده را ایجاد خواهد نمود.

از جمله مزایای دیگر می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

1-    اتخاذ تصمیمات مهم سازمانی بصورت گروهی و تیمی

2-    مشارکت و سهیم نمودن کارکنان در مسئولیتها،‌ مهارتها و اختیارات سازمانی

3-    ایجاد انعطاف در سازمان و انطباق سریع با تغییرات و دگرگونی های محیطی

4-    تغییر مسئولیت مدیران از کنترل کننده صرف به آزاد سازی توانایی های نهفته کارکنان

5-    افزایش رضایتمندی کارکنان، مشتریان و ارباب رجوع

6-    احساس مثبت کارکنان نسبت به شغل و خودشان

7-    افزایش احساس تعهد وتعلق کارکنان نسبت به شغلشان

8-    تحقیق آسان تر اهداف سازمان

9-    کاهش نظارت مستقیم بر عملکرد کارکنان

10-     کاهش بروز استرس حوادث، سوانح در محیط کار و بهبود شرایط ایمنی

11-     بهبود ارتباطات میان مدیریت و کارکنان با روان سازی جریان کار که باعث حل بسیاری از مشکلات روزمره به وسیله این ارتباط گردیده بطوریکه دیگر نیاز به تشکیل جلسات متعدد نخواد بود

12-     اهداف مشخص و تعریف شده هستند

13-     مرزهای تصمیم گیری روشن است

14-     تقسیم کار بخوبی صورت می گیرد.

15-     شایستگی ها در قالب کسب تجربه و آموزشها شکوفا می شود

16-     کارکنان تشویق و ترغیب به پذیرش ریسک و مخاطره می شوند

17-     تبادل اطلاعا ت و دیدگاهها به آسانی صورت می پذیرد

18-     تغییر نگرش کارکنان از " داشتن "به " خواستن " یعنی همیشه به خواستن ها فکر می کنند.

19-     تغییر مفهوم قدرت از فرمان دادن به توانایی نفوذ بر دیگران

20-     غالب شدن مهارت کلیدی کار کردن در جمع و با جمع بعنوان محور اصلی تفکرات سازمانی

 و آخراینکه تجربیات تشکیل تیم در سازمانها دلالت بر این دارد که راهبردهای توانمندسازی نقش بسیار مهمی در ایجاد و بقای تیم ها دارد