آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
رسالت مأموریت
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
 

رسالت مأموریت 

تعریف رسالت مأموریت :

ماموریت  سازمان مترادف است با « فعالیت سازمان ما چیست؟»

(پیتردراکر)

رسالت و مأموریت سازمان مقوله مهمی است که سازمان ها آن را در قالب یک بیانیه ارائه می‌کنند. به تعبیر یکی از اندیشمندان مدیریت استراتژیک :

" بیانیه مأموریت سندی است که یک سازمان را از سایر سازمانهای مشابه متمایز می‌کند مأموریت سازمان نشان‌دهندة طیف فعالیت ، از نظر محصول و بازار می‌باشد در بیانیه مأموریت پرسشی که پیش روی همه استراتژیست‌ها وجود دارد این است که «ما به چه کاری مشغول هستیم»؟ رسالت بیانگر ارزش ها و اولویت های سازمان است.

مأموریت یا رسالت باعث می‌شود که استراتژیست ها درباره ماهیت و دامنه فعالیت‌های کنونی شرکت بیندیشند و نیز جذابیت های بالقوه بازار و فعالیت های آن را مورد ارزیابی قرار دهند. رسالت یا مأموریت سازمان نموداری است که مسیر آینده سازمان را نشان می‌دهد و مشخص می‌نماید. تحقیق نشان می‌دهد که سازمانهای که عملکرد عالی دارند رسالت‌های متعالی‌تری را برای خود ترسیم کرده‌اند. ( دیوید، 1999،پارسانیا و اعرابی،1378: 34 ) " 



یکی دیگر از صاحبنظران مدیریت استراتژیک در تبیین مفهوم رسالت نکاتی را ذکر کرده است که مکمل سایر تعاریف می باشد. وی می گوید:

  1. رسالت حلقه اتصالی است بین وظایف اجتماعی و اهداف مشخص‌تر سازمان که موجب مشروعیت سازمان می گردد.
  2. رسالت و فلسفه وجودی سازمانها از طریق شعارهایی درباره طرح اصلی کار، کیفیت، فضای مؤسسه و نقش آن در جامعه بطور روشن و مشخص بیان می‌شود بنحوی که بتوان از آن در ارزیابی تصمیمات استراتژیک استفاده کرد. بنابراین باید تا حد امکان دقیق، بیانگر اجزاء اصلی استراتژی و نشان دهند چگونگی رسیدن به اهداف سازمان باشد(گلوک و جاج ؛ شورینی، 1371: 21).

یکی از صاحبنظران در توصیف شاخص های رسالت موفق چنین می‌گوید.

شاخص های موفقیت رسالت:   

" در خلق رسالت‌های کارا باید به شاخص های موفقیت از جمله موارد ذیل توجه کرد: در نظر گرفتن ارجحیت قبل از تخصص، ترسیم گذشته، اعتماد به شهود، عدم هرگونه محدودیت از پیش تعیین شده، ترکیب سود با مشارکت و همیاری و اشباع رسالت از ارزش‌ها (گارفیلد، چارلز، 1986: 3) ".

            به نظر می‌رسد هر سازمانی که بخواهد رسالت مشخصی را تدوین کند، باید به شاخص های موفقیت رسالت توجه داشته باشد. یکی از محققان این شاخص ها را به بیان دیگری چنین تبیین می‌کند:

  1. تثبیت ارزش های سازمان پیش از تعریف رسالت باید انجام گیرد. ایده آل آن است که این ارزشها از ابتدای تأسیس سازمان همراه با ورود رهبران به سازمان ساری و جاری و تبیین شده باشد. درغیر اینصورت باید با تکیه بر پیشینه تاریخی سازمان و دانش انباشته آن، این کار انجام شود.
  2. رسالت سازمانی باید با ارزش‌های مشترک سازمان آمیخته باشد و از همه مهمتر باید بر انسجام افراد تأکید کند.
  3. رسالت سازمان باید ثبات خاصی را دارا باشد. یعنی دوره عمر چندین ساله داشته باشد.
  4. اگر بندرت مجبور به تغییر رسالت شده سازمان شدید، این تغییر همیشه باید موضوع تکامل مجدد باشد. تغییر یک کلمه یا عبارت در بررسی های سالانه رسالت غیرمعمول نیست اما این تغییرات بندرت اساسی هستند. از طرف دیگر، هیچ روشی برای ارسال این پیام که تغییر عمده‌ای اتفاق افتاده است، سریعتر از ایجاد یک تغییر اساسی در رسالت اعلام شده آن نیست (کیگلی، 1995: 26)،

بنابراین بیانیه رسالت یک تک برگ است که به همه افراد درون و برون سازمان اعلام می‌دارد که ما کیستیم و سعی‌مان بر انجام چه کاری است؟

فرآیند تبیین رسالت:

            اصول کلی که رهبران سازمانی در فرآیند تبیین بیانیه رسالت باید به آنها توجه داشته باشند  عبارتند از:

  1. ارزشهای خود را قبل از آغاز نگارش بیانیه رسالت، تثبیت کنید. بخاطر داشته باشید که بنیانگذاران مجموعه‌ای از ارزش‌ها را با تولد سازمان، مدتها پیش از آنکه بیانیه رسالت خاصی تعریف شود، با خود به همراه آورده‌اند.
  2. افراد خود را وادارید تا به آرمان‌های آینده بیندیشند. این آرمان‌ها می‌توانند سازمان را به سرعت به پیش برند و تیرکمان پیشروی به سوی موفقیت سازمانی شوند.
  3. مهمترین قوتها و مزیتهای خود را شناسایی کنید. آنگاه آنها را به هر قیمتی تغذیه و از آنها محافظت کنید.
  4. اگر فرصت های رشد داخلی محدود گردیده‌اند. به دنبال رشد خارجی باشید. برخی از سازمانها رشد مضاعف ثابت خود را در صنایع شکست خورده بهبود بخشیده‌اند.
  5. مرزهای چندی را از طریق بیانیه رسالت خود بر قابلیت های خود قرار دهید. از این مرزها برای تداوم تمرکز انرژی‌ها در زمان افراد خود بر روی قوت‌های سازمان استفاده کنید.
  6. الگوهای موفق کشور خودتان پیروی کنید. بیرون خبری نیست.

پرسشها:

یکی از محققان پاسخ به سئوال‌های زیر را در تهیه و تدوین رسالت و اهداف مفید می‌داند:

  1. آیا سازمان رسالت مدون یا غیرمدون برای خود دارد؟ تا چه اندازه رسالت موجود را مناسب می‌دانید؟
  2. سازمان چه رسالتی باید داشته باشد؟
  3. موضوع شرکت در اساسنامه چه بیان شده است؟
  4. آیا درگذشته سازمان در چارچوب رسالت خود عمل کرده است؟
  5. آیا رسالت شرکت از جامعیت برخوردار است؟
  6. رسالت رقبای اصلی شرکت چیست؟ چه تفاوت‌های عمده‌ای بین آنها وجود دارد؟
  7. تا چه اندازه رسالت سازمان در بدنه آن پذیرفته شده و جزو فرهنگ سازمان درآمده یا نهادینه شده است؟ (احمدی، 1377: 44 و 45)

نکات قابل توجه در تبیین بیانیه رسالت :

از آنچه گذشت، برخی از آثار و برکات تبیین یک بیانیه رسالت خوب سازمان روشن شد. در ذیل نکات مهم قابل توجه در این امر به دلیل اهمیت بنیادین موضوع با تکیه بر دیدگاه برخی از استراتژیست های سازمان ذکر می‌شود :

بیان نگرش:

  1. مأموریت شرکت باید به شیوه‌ای نیکو بیان شود. از آنجا که رسالت دارای طیفی گسترده است و بیان نگرش‌ها و دیدگاه‌ها می‌باشد. باید برای نسل‌های آینده این امکان را به وجود می‌آورد که با تکیه بر خلاقیت‌های مدیریت انواع هدف‌ها و استراتژی‌های بلندمدت و امکان‌پذیر را مورد توجه قرار دهند. محدودیت بیش از حد در بیان مأموریت های سازمان مانع رشد خلاق سازمان می‌شود.
  2. مأموریت‌های سازمان نباید به شیوه‌ای بسیار کلی بیان شود و به گونه‌ای باشد که هیچ یک از استراتژی‌های محتمل را حذف ننماید، در این صورت فاقدهر نوع کارایی خواهد شد.
  3. به هنگام تهیه مأموریت سازمان باید از جمله ها و عبارت‌هایی استفاده کرد که در برگیرنده دیدگاههای مختلف باشد و نیازهای گوناگون دینفع سازمان ( یعنی همه افراد و گروه‌هایی که نسبت به سازمان ادعا یا منافع خاصی دارند ) تأمین شود. اگر مأموریت سازمان به شیوه‌ای خوب نوشته شود بیانگر توجهی     خواهد بود که سازمان بطور نسبی برای تأمین ادعاهای گروه‌های مختلف ذینفع خواهد نمود. که البته این کار بسیار دشوار است.
  4. باید تلاش کرد که تا هر میزان ممکن به هنگام نوشتن بیانیه مأموریت سازمان بین کلی‌گویی و بسیار دقیق بودن به نوعی توازن و تعادل دست یافت.
  5. بیان مأموریت سازمان به شیوه‌ای ارزشمند موجب تقویت عواطف و احساسات مثبت نسبت به سازمان خواهد شد و نیز الهام بخش افراد می‌شود. در خواننده انگیزه ایجاد می‌کند و او را تشویق به عمل و اقدام می‌نماید.
  6. مأموریت سازمان باید معیاری ارزشمند به دست دهد تا بتوان بدان وسیله از بین استراتژی‌های موجود، مناسب‌ترین‌ها را انتخاب کرد.
  7. مأموریت سازمان از نظر جهت گیری، باید دارای پویایی باشد، این امکان را به وجود آورد که بتوان راه‌هایی را که نویدبخش بالاترین رشد هستند از آنها که به هم نزدیک کردن دیدگاههای مختلف نوید کمتری می دهند، باز شناخت.
  8. هیچ گاه نباید مأموریت سازمان را با فریاد و غوغا تدوین کرد، نباید در این راه سرعت عمل به خرج داد و شاید امکان نداشته باشد که بدون درد و مشقت فراوان در این راه به موفقیتی دست یافت.
  9. اختلاف نظرهای پنهان یا نیمه آشکار در مورد تدوین مأموریت سازمان موجب اختلاف بین مدیران ارشد می‌شود اگر اختلاف نظر فاحش بین استراتژیست‌های سازمانی حل نشود، موجب بروز مسأله خواهد شد.
  10. بهترین زمان برای مطرح کردن این پرسش «ما به چه کار مشغول هستیم؟» زمانی است که شرکت که مسیر موفقیت را می‌پیماید. اگر قرار باشددست‌اندرکاران منتظر بمانند تا سازمان به دردسر بیفتد و آن گاه درصدد تدوین مأموریت سازمان برآیند دست به نوعی قمار می‌زنند که از ویژگی‌های مدیران بدون مسئولیت است. 
  11. توجه به مشتری نخستین عاملی است که نوع فعالیت سازمان را تعیین می‌کند. دلیل عمده برای تهیه مأموریت سازمان این است که بتوان نظر مشتریانی را که برای سازمان اهمیت قائلند جلب نمود. بنابراین اگر مأموریت سازمان به شیوه‌ای مناسب تهیه شود، بازتابی از انتظارات مشتریان خواهد بود و در آن منافعی را که محصولات یا خدمات سازمان به مشتریان خواهد رساند، مشخص خواهد شد. مشتری سنگ بنای سازمان است و دوام و بقای آن را تضمین می‌نماید.
  12. اعلان سیاست اجتماعی هنگام تدوین رسالت سازمان باید سیاست اجتماعی آنرا طرح ریزی کرد. زیرا سیاست اجتماعی برفرآیند سیاست بازرگانی اثر می‌گذارد و دلیل این تأثیرگذاری، این است که سیاست اجتماعی دربرگیرنده فلسفه اندیشه بالاترین سطح سازمان می‌شود و به صورت مستقیم بر مشتریان، محصولات و خدمات، بازارها، فن‌آوری، سودآوری، استنباط شخصی و تصویری را که مردم از سازمان دارند، اثر می‌گذارد.
  13. مأموریت‌های سازمان ها از نظر حجم، محتوا، شکل و پرداختن به جزئیات با هم متفاوتند. اما مفاد مأموریت همه سازمان‌ها باید از نه جزء مهم و برجسته تشکیل شود. این نه جزء عبارت از : مشتریان، محصولات، بازارها، فن آوری، توجه به بقاء، رشد و سودآوری، فلسفه، ویژگی ممتاز. توجه به صور مردم و توجه به کارکنان، است. این نه رکن بعنوان چارچوب مرجع ارزیابی استراتژی می‌باشند.
  14. وجود یک سند روشن از مأموریت سازمانی به ما کمک می‌کند که شاهد شکوفایی دیدگاهها و انجام کارهای ارزنده باشیم . در غیر این صورت شاهد اقداماتی بی‌هدف خواهیم بود.
  15. برای هیچ سازمانی چیزی به نام بهترین مأموریت وجود نخواهد داشت.

پرسش‌های مطرح در تدوین رسالت سازمان

همانطور که ذکر شد از آنجا که اغلب مأموریت سازمان بیش از سایر فرآیندهای مدیریت استراتژیک به چشم می‌خورد و همگان از آن آگاه می‌شوند ، باید دربرگیرنده نه جزء اصلی آن باشد بنابراین پرسش‌های اساسی عبارتند از:

    1. مشتریان شرکت چه کسانی هستند ؟
    2. محصولات و خدمات عمده سازمان چیست ؟
    3. از نشر جغرافیایی شرکت در کدام بازارها رقابت می‌کند ؟
    4. آیا سازمان از نظر پیشرفته ترین فن‌آوری‌ها استفاده می‌کند ؟
    5. آیا شرکت برای رشد و سلامت مالی از تعهد لازم برخوردار است ؟
    6. باورها ، ارزش ها و اولویت های اخلاقی اصلی سازمان نشان می‌دهد ؟
    7. شرکت دارای چه مزیت رقابتی یا شایستگی ممتاز است ؟
    8. آیا سازمان به مسائل اجتماعی ، جامعه و محیطی واکنش نشان می‌دهد ؟
    9. آیا کارکنان به عنوان یک قلم دارایی ارزشمند برای سازمان به حساب می‌آیند ؟  ( دیوید، 1999، پارسانیا و اعرابی ، 1378: 167- 210 )

جدول شماره ..... نمونه بیانیه رسالت رسمی یک شرکت خارجی

 

رسالت ما بهتر شدن شرکت داروسازی در جهان بوسیله تخصیص منابع و داده ها و صرف انرژی های لازم برای کمک به اصلاح سلامتی انسان و کیفیت زندگی مردم جهان است .

بهترین بودن به معنای :

v   بهترین بودن در ارضای خواسته ها و نیازهای تمام افرادی که ما به آنها سرویس و خدمات می‌دهیم مثل بیماران ، متخصصین بهداشت ، کارمندان ، اجتماع و ...

v   بهتر و سریع بودن از دیگر رقبایمان در کشف داروهای جدید و مهم و توزیع آن در مناطق لازم عملیات با تخصص بالا و رعایت استانداردهای اخلاقی در کار .

v      ایجاد نتایج بهتر نسبت به رقبا از طریق ابتکار و تعهد کامل نسبت به کیفیت کار .

 

 

 

  • موسسه  نه بانک

ماده اول اساسنامه به ذکر نام موسسه می‌پردازد و براساس آن نام موسسه  پس‌انداز و قرض الحسنه انصارالمجاهدین را اختیار می‌کند و مقرر می دارد که در سرتاسر اساسنامه از آن ، به اختصار و با نام «موسسه » یاد شود. به هر حال آنچه امروز در محاورات سازمانی رایج شده است، بیشتر بر همین مبناء ، موسسه  ، انصار و یا موسسه  انصار می‌باشد. چنانچه ملاحظه می‌کنید تاکید بر واژه موسسه  است نه بانک . زیرا به هر حال هریک از این دو کاربرد خاص خودش را دارد و به همین ترتیب ، براساس تعریفی که ارائه می‌شود، جایگاه ، ویژگیهای قانونی و برخی دیگر از پیامدهای آن روشن می‌شود.( که در هر مورد تفاوتهای آشکاری با هم دیگر دارند.) با این حال هر نوع خواسته و آرمان سازمانی دیگری در این باره غیرممکن نیست و برای مثال می‌توان با خلق چشم اندازهای نو و ایجاد راهبردهای تازه ، تغییر وضعیت موسسه  به بانک یا ... را در متن برنامه های (کوتاه مدت ، میان مدت یا بلند مدت) موسسه  قرار داد و برای تحقق آن برنامه   تلاش کرد.

  • امور بین الملل؟!

وقتی که به مقایسه ارکان سازمانی موسسه  و تشکیلات سایر بانکها می‌پرداختیم ، جزء سازمانی                 " امور بین الملل" را یکی از اجزاء مشترک در (تقریباٌ) تمام بانکهای کشور یافتیم. ما به بررسی آنچه که ضرورت وجود امور بین الملل در بانکها را مشخص کرده است نمی‌پردازیم و به یادآوری ماده4 اساسنامه که موضوع دایر کردن شعبه در خارج از کشور یا هر نوع ارتباط ، از نوع روابط عمومی ، منتهی در سطح       بین المللی را با مراکز پولی ، مالی و اعتباری دنیا ، پیش بینی نکرده است، اکتفا می کنیم تا به بخشی از سئوالات احتمالی که در این‌باره ممکن است مطرح شود پاسخ داده باشیم . ماده4 اساسنامه                           (پیشنهادی جدید) چنین می‌گوید: " مرکز اصلی موسسه  ، تهران بوده و می تواند در تهران و یا سایر نقاط کشور شعبه دائر و نمایندگی اعطاء نماید ."

رسالتها و مأموریتها

واضح است که رسالتها ، مأموریتها ، اهداف ، راهبردها ، خط مشی ها و ... همگی از اجزاء سلسله مراتب برنامه ، موضوعی که انواع برنامه‌ها تحت همین عنوان مورد بررسی قرار می گیرند ، می‌باشند. بنابراین انتظار می‌رود جایگاه آنها در نظام برنامه ریزی سازمانها ، به روشنی مشخص شود. اگر چه به دلیل پراهمیت بودن رسالت‌ها و مأموریت‌ها ، به طور معمول تلاشهایی صورت می‌گیرد تا پیش از آغاز به کار سازمانها و قبل از شروع برنامه ریزی که البته امکان عدم وقوع این یکی را نیز نباید از نظر دور داشت آنها را مشخص و در قالب یادداشتهای قانونی ارائه دهند ؛ اما شرح بیشتر آنها، بویژه در تأکید ضمنی که همواره در کاربردی کردن رسالتها و مأموریتها وجود دارد و این تأکید تنها موقعی عملی خواهد شد که از آنها به عنوان مأخذی برای تدوین هدفها ، استراتژیها و ... استفاده شود ، معمولاً در سیستم برنامه ریزی و هنگام تدوین برنامه ، ضرورت می‌یابد .

نمونه هایی از بیانیه ماموریت:

صدای برون مرزی آمریکا (BBG): ترویج و پایدار نگهداشتن آزادی و دموکراسی با پخش کردن اخبار و اطلاعات صحیح، واقعی و دقیق درباره ایالات متحده و دنیا برای شنوندگان خارج از کشور

صدا و سیمای انگلستان(BBC): غنی و پربار نمودن زندگی مردم با برنامه ها و خدماتی که اطلاعات و دانش آنها را افزایش دهد و ایشان را سرگرم نماید.

شرکت دیتون ـ هودسون: یک شرکت متنوع خرده فروشی است که کسب و کارش ارائه خدمات به مصرف کنندگان آمریکایی از طریق فروش کالای مد روز با کیفیت عالی است.

بانک چیزمنهتن: ما خدمات مالی ارائه می‌کنیم و می‌کوشیم وسایل رفاه و موفقیت افراد، صنایع، جوامع و کشورها را در سراسر دنیا فراهم آوریم.

ما با توجه به تعهدی که در برابر مصرف کنندگان خدمات خود داریم، می‌کوشیم در دنیا بهترین خدمات مالی را ارائه نمائیم. از آن جهت ما نخستین انتخاب مشتریان هستیم که توانسته ایم خدماتی با بهترین کیفیت و نیز عملکردی عالی ارائه نمائیم. آماده ارائه خدمت به مردم هستیم و از این خدمت برخود می‌بالیم سرمایه گذاران، سهام ما را به عنوان بهترین منبع سرمایه گذاری بلندمدت می‌دانند. برای اینکه بتوانیم بهترین خدمت را به مشتریان ارائه نمائیم اقدام به تشکیل تیم هایی کرده ایم تا بتوانیم با یکایک مشتریان آشنا شده و به نیازهای آنان پی ببریم و خدماتی با بالاترین معیار و تعهد ارائه نمائیم.

خواسته ها و نیازهای مشتریان در کانون توجه ما قرار دارد. به یکدیگر احترام می‌گذاریم. دارای تیم های کاری هستیم به کیفیت اهمیت می‌دهیم. بسیار حرفه ای و متخصص هستیم.

کار یا فعالیت ما چیست؟

پیتر دراکر «متفکر برجسته مدیریت در این عصر» می‌گوید: طرح این پرسش: «فعالیت ما چیست؟» مترادف با پرسیدن این سئوال است: «مأموریت ما چیست؟». «بیانیه مأموریت سازمان» جمله یا عبارتی است که بدان وسیله مقصود یک سازمان از مقصود سازمان مشابه متمایز می‌شود و آن بیان کننده «علت وجودی» سازمان است. با استفاده از مأموریت سازمان می‌توان به این پرسش اساسی یا اصلی پاسخ داد: «فعالیت ما چیست؟» اصولاً مأموریت سازمان که به شیوه روشن بیان گردد می‌تواند هدفهای بلندمدت را تعیین و استراتژی ها را تدوین نماید.

مأموریت سازمان مبنای اولویت ها، استراتژی ها، برنامه ها و وظایف کاری است. برای طرح ریزی مشاغل مدیریت، و بالاتر از همه اینها، برای طرح ریزی ساختارهای مدیریت به عنوان یک نقطه آغاز به حساب می‌آید. شاید هیچ چیز ساده تر یا آشکارتر از این مطلب نباشد که کسی بخواهد بداند کار یک شرکت چیست. کارخانه ذوب آهن فلز تولید می‌کند، واگن بر روی ریل حرکت می‌کند تا مسافر و بار جا به جا کند، شرکت بیمه خطرهای ناشی از آتش سوزی را می‌پذیرد و یک بانک پول قرض می‌دهد. در واقع «شغل یا کار ما چیست؟» همیشه به صورت پرسشی مشکل درآمده که هیچگاه پاسخی روشن و دقیق نداشته است. نخستین مسئولیت استراتژیست ها دادن پاسخ به این پرسش است. تنها استراتژیست ها می‌توانند اطمینان دهند که به پرسش مزبور توجه لازم شده است و پاسخی که به آن داده می‌شود سازمان را قادر می‌سازد که مسیر حرکت و هدفهای بلندمدت خود را تعیین نماید.

هنگامی که سازمانی را برای نخستین بار آغاز به کار می‌کند مورد توجه قرار دهیم، شاید بتوانیم ماموریت سازمان را بهتر درک کنیم. یک سازمان تازه تاسیس، در آغاز کار تنها درصدد گردآوری عقیده ها و نظریه ها برمی آید. آغاز به کار یک سازمان جدید به مجموعه ای از باورهایی بستگی دارد که این سازمان می‌تواند با استفاده از نوعی فن‌آوری، محصول یا خدمتی را به قیمتی که سودآور باشد در یک منطقه جغرافیایی به عده ای از مشتریان عرضه نماید. اصولاً مالک یک شرکت تازه تاسیس بر این باور است که فلسفه مدیریت یک شرکت منجر به ایجاد تصویر مطلوبی برای عموم خواهد شد و اینکه می‌توان چنین مفهوم یا تصویری از سازمان را به دیگران مخابره نمود که در نتیجه گروههای مهمی طرفدار آن خواهد شد (گروههای مهم ذینفع را خود جذب خواهد کرد). اگر یک سازمان در آغاز کار این مجموعه باورها را به صورت نوشته درآورد، سند حاصل آینه ای خواهد بود که منعکس کننده اصول یا عقاید اصلی است یعنی همان چیزی که بیانگر ماموریت سازمان خواهد بود.

در بیانیه ماموریت که به شیوه ای خوب تهیه شود مقصود، مشتریان، محصولات یا خدمات، بازارها، فلسفه و فن آوری اصلی مشخص خواهند شد. از دیدگاه ورن مک جیننیز ماموریت سازمان باید دارای ویژگی های زیر باشد:

 1) سازمان را بدان گونه که هست و آنچه در نظر دارد بشود، معرفی نماید 2) به اندازه ای محدود باشد که نوید رشد خلاق و نوآوری را بدهد.3) سازمان را از سایر سازمان ها متمایز نماید.4) به عنوان چارچوبی عمل کند که بتوان بدان وسیله فعالیت های کنونی و آینده را ارزیابی کرد و سرانجام 5) به حد کافی واضح و آشکار باشد تا همه اعضای سازمان بتوانند آن را درک نمایند.

سازمان هایی که به صورت رسمی ماموریت سازمان را تعیین و پیوسته آن را مورد تجدیدنظر قرار می‌دهند، سند مزبور را به عنوان یک سند زنده تلقی می‌کنند و آن را به عنوان جزء جدانشدنی فرهنگ سازمان به حساب می‌آورند که منافع زیادی عاید خواهد کرد.

اهمیت مأموریت سازمان

دو پژوهشگر به نامهای کینگ و کللند بر این باورند که شرکت ها، به دلایل زیر ماموریت خود را به صورت سند کتبی درمی‌آورند:

  1. هدف سازمان را با اتفاق آرا مورد تایید قرار دهند.
  2. برای تخصیص منابع سازمانی، مبنا یا معیاری ارائه نمایند.
  3. جوی شناخته شده بر سازمان حاکم کنند.
  4. نقطه اتکایی بوجود آورند تا افراد بر آن اساس هدف و مسیر سازمان را معرف و رهنمود کارهای خود بدانند و از سوی دیگر برای کسانی که نمی توانند خود را با وضع کلی سازمان سازگار نمایند یک نوع سد یا مانع به وجود آورند.
  5. در یک چارچوب یا ساختار کاری به هدفهای سازمان جامه عمل بپوشانند و بر آن اساس کارهای تخصصی سازمان را به کسانی که مسئول ذیربط هستند محول نمایند.
  6. هدفهای سازمانی را مشخص کنند و برای جامه عمل پوشانیدن به این هدفها، هزینه ها، زمان و معیارهای عملکرد را مورد ارزیابی و کنترل قرار دهند.
  7.  

چشم‌انداز مشترک

تاثیر چشم‌انداز و ماموریت بر کارکنان

هنگامی که کارکنان و مدیران به کمک یکدیگر چشم‌اندازهای سازمان یا ماموریت آن را مشخص می‌نمایند یا به آن شکل می‌دهند، سند حاصل بازتابی از چشم‌اندازهای شخصی است که در قلب و مغز مدیران و کارکنان (درباره آینده) وجود دارد. داشتن چشم‌اندازهای مشترک موجب می‌شود که اشتراک منافع به وجود آورد، یعنی پدیده ای که می‌تواند کارکنان را از یکنواختی کار کسالت آور روزانه بیرون آورد و آنها را در دنیای جدید قرار دهد که نوید از آینده ای روشن می‌دهد و آنها فرصتها، موقعیت ها و چالش های جالبی را در برابر خود مشاهده نمایند.

فرآیند تعیین ماموریت سازمان

راز تعهد نسبت به اجرای ماموریت مشارکت در تدوین

در فرآیند تعیین ماموریت سازمان، تا آنجا که امکان دارد عده بیشتری از مدیران مشارکت نمایند، زیرا افراد از مجرای مشارکت، خود را نسبت به سازمان متعهد می‌نمایند.

شرکت آموکو

ماموریت سازمان

آموکو یک شرکت جهانی است که در صنعت نفت و مواد عالی فعالیت می‌کند. ما درصدد کشف منابع نفت برمی‌آییم و محصولات و خدماتی با کیفیت عالی به مشتریان عرضه می‌نماییم. شرکت ما این مسئولیت را احساس می‌کند که، از نظر مالی بازدهی مناسب نصیب سهامداران نماید، رشد بلندمدت را تضمین کند و نسبت به محیط و جامعه به تعهدات خود عمل نماید.

چشم‌اندازهای سازمان

شرکت آموکو در سطح جهانی فعالیت می‌کند. مردم، کارکنان، مشتریان، شرکت های رقیب و سرمایه گذاران آن را به عنوان شرکتی مشهور می‌شناسند. ما خود را به عنوان محک یا معیاری درآورده ایم که سایر شرکتها عملکرد خود را در مقایسه با ما می‌سنجند. نوآوری، خلاقیت و کارهای تیمی افراد ما و نیز برخورداری از توانایی هایی که می‌توانیم بدان وسیله در برابر تغییرات واکنشی اثربخش نشان دهیم و سرانجام خلق فرصتها به صورت محک یا معیاری در آمده است که زبانزد همگان است.

ما تنها موتر سیکلت تولید نمی‌کنیم، موجودیت خود را به صورت یک افسانه درآورده ایم.

تفاوت چشم‌انداز و رسالت

کمپبل و یانگ بین دو عبارت یا اصطلاح «چشم‌اندازهای سازمان» و «ماموریت سازمان» فرق قائل می‌شوند و می‌گویند چشم‌اندازهای سازمان «بیان آینده مطلوب و امکان پذیر از یک سازمان است» و دربرگیرنده هدفهای خاص می‌شود در حالی که، ماموریت سازمان بیشتر با موضوع رفتار و وضع کنونی شرکت سروکار دارد.

اعلان سیاست اجتماعی

عبارت سیاست اجتماعی دربرگیرنده فلسفه و شیوه اندیشه بالاترین سطوح سازمان می‌شود. مسائل اجتماعی نه تنها آنچه را که سازمان ها به گروه های ذینفع مختلف بدهکارند مشخص می‌نماید، بلکه همچنین مسئولیت های سازمان در برابر مصرف کنندگان، طرفداران محیط زیست، گروه های اقلیت، جوامع و سایر گروه ها را نیز مشخص می‌کند.

که در کسب و کار هیچ گاه از مسئولیت های اجتماعی غافل نمی‌مانند. ماموریت سازمان وسیله مهمی است که شرکت می‌تواند بدان وسیله این پیام را مخابره کند.

اجزای تشکیل دهنده ماموریت سازمان

مفاد ماموریت سازمان باید دارای نه ویژگی برجسته باشد(از نه جزء مهم تشکیل می‌شود). از آنجا که، اغلب، ماموریت سازمان بیش از سایر فرآیندهای مدیریت استراتژیک به چشم می‌خورد و همگان از آن آگاه می‌شوند، پس مهم این است که دربرگیرنده همه نه جزء اصلی بشود. با توجه به ماموریت سازمان باید بتوان به پرسش های زیر پاسخ داد:

  1. مشتریان: مشتریان شرکت چه کسانی هستند؟
  2. محصولات یا خدمات: محصولات و خدمات عمده شرکت چیست؟
  3. بازارها: از نظر جغرافیایی، شرکت در کجا رقابت می‌کنند؟
  4. فن‌آوری: آیا شرکت از پیشرفته ترین فن‌آوری ها استفاده می‌کند؟
  5. توجه به بقا، رشد و سودآوری: آیا شرکت برای رشد و سلامت مالی از تعهد لازم برخوردار است؟
  6. فلسفه: باورها، ارزشها، آرزوها و اولویت های اخلاقی اصلی شرکت چیست؟
  7. ویژگی ممتاز: شرکت دارای چه چه مزیت رقابتی یا شایستگی ممتار است؟
  8. توجه به تصور مردم: آیا شرکت نسبت به مسایل اجتماعی، جامعه و محیطی واکنش مناسب نشان می‌دهد؟
  9. توجه به کارکنان: آیا کارکنان به عنوان یک قلم دارایی ارزشمند برای شرکت به حساب می‌آیند؟

رسالت مؤسسه چیست ؟

رسالت شرکت به عنوان مقصود بنیادی منحصر به فردی که موسسه را از سایر موسسات مشابه متمایز می‌سازد و دامنه عملیات آن را برحسب محصول و بازار تعیین می‌کند، تعریف می‌شود.

رسالت فلسفه تصمیم‌گیران استراتزیک موسسه را دربردارد؛ تصویر ذهنی‌ای را که شرکت دوست دارد از خود پدید آورد، نمایان می‌سازد؛ خودپنداری موسسه را منعکس می‌کند؛ حوزه های محصول یا خدمت اصلی و نیازهای اولیه مشتریان که شرکت سعی در ارضای آنها خواهد داشت را خاطرنشان می‌کند. بطور خلاصه، رسالت، حوزه های محصول، بازار و تکنولوژی مورد تاکید موسسه را شرح می‌دهد و این کار را به شیوه‌ای انجام می‌دهد که ارزشها و رجحان های تصمیم گیران استراتژیک بازتابانیده شود.

نیاز به رسالت صریح

در این صورت رسالت موسسه برای چیست؟ کینگ و کلیلند هفت پاسخ ارائه داده‌اند:

1-      حصول اطمینان از وحدت نظر نسبت به مقصود در درون سازمان.

2-      تامین دلیلی برای ایجاد انگیزه در استفاده از منابع سازمان.

3-      تدوین مبنا یا معیاری برای تخصیص منابع سازمانی.

4-      ایجاد یکنواختی در جو سازمانی.

5-   ارائه یک نقطه نظر مرکزی برای کسانی که می‌توانند با مقصود و جهت سازمان هم هویت شوند و بازداشتن دیگر کسان از دخالت بیشتر در فعالیت های سازمان.

6-      تسهیل تبدیل هدفهای بلندمدت و کوتاه مدت به ساختار کار که تفویض مشاغل به افراد مسئول درون سازمان را دربرمی‌گیرد.

7-      تعیین مقصودهای سازمانی و تبدیل آنها به هدفها، به نحوی که عوامل هزینه، زمان و عملکرد قابل ارزیابی و کنترل شوند.

صورت‌بندی رسالت

فرآیند تعریف رسالت برای یک موسسه مفروض را شاید بتوان با اندیشیدن درباره آغاز فعالیت آن بهتر درک نمود. سازمان های کسب و کار معمولاً با باورها، آرزوها و امیدهای یک کارآفرین می‌شوند. احساس چنین مدیر ـ مالکی از رسالت معمولاً برچند عامل بنیادی استوار است:

1-    این باور که محصول یا خدمت دست کم به اندازه قیمت خودشان فایده می‌رسانند.

2-    این باور که محصول یا خدمت نیاز مشتری را که درحال حاضر به اندازه کافی در بازار موردنظر ارضا نمی‌شود برآورده خواهد کرد.

3-    باور به اینکه تکنولوژی مورد استفاده در تولید، محصول یا خدماتی ارائه خواهد کرد که از نظر هزینه و کیفیت قادر به رقابت باشد.

4-    باور به اینکه با کار زیاد و حمایت دیگران موسسه فراتر از صرفاً ادامه حیات خواهد رفت، می‌تواند رشد کند و سودآور باشد.

5-  باور به اینکه فلسفه مدیریت موسسه به تصویر مطلوبی در اذهان عموم خواهد شد و برای کسانی ک مایلند نیروی کار یا پول خود را در کمک به موفقیت موسسه سرمایه گذاری کنند، پاداشهای مالی و روانی خواهد داشت.

6-    باور به اینکه خودپنداری کارآفرین از موسسه را می‌توان به کارکنان و سهامداران منتقل و توسط آنها به اجرا درآورد.

مثال: «دیتون ـ هودسون کورپرشین یک شرکت متنوع خرده فروشی است که کسب و کارش ارائه خدمت به مصرف کنندگان امریکایی از طریق فروش کالاهای مد روز با کیفیت عالی است.»

هدفهای شرکت: بقا، رشد، سودآوری  

بیانیه رسالت شرکت قصد موسسه را نسبت به حفظ بقا از طریق زشد و سودآوری مستمر منعکس می‌سازد.رشد، یعنی تغییر آینده‌ساز در محیط پویای کسب و کار که یک ضرورت است.

فلسفه شرکت

بیانیه فلسفه شرکت، که غالباً مرام شرکت نامیده می‌شود، معمولاً همراه رسالت است یا به عنوان بخشی از آن ظاهر می‌شود، فلسفه شرکت باورهای بنیادی ارزشها، آرمانها و رجحانهای فلسفی را بازتاب می‌دهد یا بطور ضمنی بیان می‌کند. از سوی دیگر، تصمیم گیران استراتژیک باید در مدیریت موسسه، بر فلسفه آن تاکید نمایند.

تصویر ذهنی عمومی

تصویر ذهنی عمومی، به ویژه برای موسسه‌ای در حال رشد که درصدد تغییر تعریف رسالت خود می‌باشد، اهمیت بسیاری دارد. مشتریان فعلی و بالقوه هردو، به هر موسسه کیفیتی را نسبت می‌دهند. شرکت A محصولات بی‌خطری تولید می‌نمایند؛ شرکت B قلمهایی با کیفیت عالی می‌سازد؛ شرکت C محصولات چرمی زیبا و باقیمت مناسب تولید می‌کند؛ شرکت D ماشینهای قدرتمندی هستند؛ و شرکت E برای شیک پوشان است. بنابراین، بیانیه رسالت غالباً انتظارات مردم را منعکس می‌نماید تا دستیابی به هدفهای موسسه را امکان پذیر سازد.فراز زیر از بیانیه رسالت شرکت اینتل نمونه‌ای از این طرز تلقی است:

ما درباره تصویر خودمان در ذهن مشتریان و جامعه کسب و کار حساس هستیم. تعهد نسبت به مشتریان برای ما جنبه تقدس دارد و اگر به این تعهد عمل نشود خود را سرزنش می‌کنیم. ما تلاش می‌کنیم پیوسته به دنیای کسب و کار نشان دهیم که ما در ارائه وضعیت موسسه صادق هستیم، به خوبی سازمان داده شده‌ایم و بر همه چیزهای با اهمیت کنترل کامل داریم.

خود ـ پنداری شرکت

یکی از عوامل عمده در موفقیت دائمی موسسه، نحوه ارتباط آن با محیط خارجی است. برای پیدا کردن موضع خود در موقعیت رقابتی، موسسه باید ضعف و قدرتهای خود را به عنوان یک رقیب بطور واقعی ارزیابی نماید. این نظر که موسسه باید خود را بشناسد، جوهر خودپنداری است. بنابراین موسسات دارای هویتی هستند و با شخصیتی فعالیت می‌کنند که از شخصیت افراد آن فراتر می‌رود. 

نقش واقعی خود ـ پنداری موسسه بصورت ذیل خلاصه شده است:

1-    خود ـ پنداری موسسه بر تصور مدیریت از نحوه عکس العمل دیگران (جامعه) نسبت به موسسه را تعیین می‌کند.

2-    خود ـ پنداری موسسه رفتار کارکنان موسسه را جهت می‌دهد.

3-    عکس العمل واقعی دیگران نسبت به شرکت به نوبه خود تا حدودی خود ـ پنداری موسسه را تعیین می‌کند.

4-    خود ـ پنداری در بیانیه رسالت موسسه گنجانیده می‌شود تا صراحتاً به افراد درون و بیرون شرکت تفهیم شده، یعنی واقعیت پیدا کند.

نگاه دیگری به رسالت شرکت ذیل در استراتژی در عمل 1ـ3 درباره خود ـ پنداری موسسه، اطلاعات زیادی به دست می‌دهد. تصمیم گیراناستراتژیک، موسسه را از نظر اجتماعی پاسخگو، دوراندیش و قویاً مستقل می‌انگارند.

چکیده اطلاعات مربوط به رسالت اینتل

سبک مدیریت، اینتل متعلق به افراد است، هر فرد، با شخصیت و ویژگیهای خودش. مدیریت  خود ـ انتقادی است. رهبران باید بتوانند اشتباهات خود را بشناسند، بپذیرند و از آنها بیاموزند.

در همه سطوح موسسه رویارویی باز(سازنده) ترغیب می‌شود و به عنوان شیوه‌ای برای حل مساله و حل تعارض نگریسته می‌شود.تصمیم به اتفاق آراء قانون است. تصمیمات پس از آن اتخاذ شدند مورد حمایت قرار می‌گیرند. سمت افراد در سازمان ارتباطی به کیفیت نظریاتشان ندارد. مدیریت باز و ارتباطات وسیع، بخشی از سبک است. مهارت و انضباط سازمانی بسیار زیادی ضرورت دارد. مدیریت باید اخلاقی باشد. مدیریت با بیان واقعیت و همه کارکنان را به یک چشم دیدن اعتبار اخلاقی به ارمغان آورده است.

اخلاق کاری/محیط  

هدف عمومی اینتل این است که مأموریت کاری افراد را با هدفهای پیشرفت شغلی هماهنگ سازد. ما تلاش می‌کنیم تا فرصتی برای پیشرفت سریع بوجود آوریم. اینتل یک شرکت نتیجه گرا است و تاکید بر محتواست نه بر شکل، بر کیفیت است نه کمیت. ما به این اصل اعتقاد داریم که کار زیاد و عملکرد بالا چیزی است که باید به آن افتخار کرد. مفهوم مسئولیت فرض شده مورد قبول است. (اگر کاری باید انجام شود، فرض کنید شما مسئولیت دارید آنرا انجام دهید.) تعهدات بلندمدت‌اند؛ اگر مسایل پیشرفت شغلی پیش بیاید، جابه‌جایی بهتر از خاتمه خدمت است. ما علاقه مندیم که همه کارکنان در ارتباطشان با اینتل مشارکت کنند و جدی باشند.

رویکرد مدعی در مسئولیت مؤسسه

در تعریف یا تعریف مجدد رسالت شرکت، مدیران استراتپزیک باید ادعاهای مشروع سایر صاحبان منافع مؤسسه را تشخیص داده و مورد ملاحظه قرار دهند. صاحبان منافع مؤسسه سرمایه گذاران و کارکنان و سایر کسانی که تحت تاثیر فعالیت‌های شرکت قرار می‌گیرند را در بر می‌گیرد. این کسان دیگر، معمولاً عبارتند از مشتریان، تأمین کنندگان، دولتها، اتحادیه‌ها، رقبا، اجتماعات محلی و عموم مردم. هریک از این صاحبان منافع دلایل قابل توجهی دارند که انتظار داشته باشند و غالباً تقاضا نمایند که شرکت مسئولانه در جهت برآورده ساختن ادعاهای آنها گام بردارد. بطور کلی، سهامداران ادعای بازده سرمایه مناسبی دارند؛ کارکنان در پی رضایت شغلی گسترده‌ای هستند؛ مشتریان آنچه را برایش پول می‌پردازند می‌خواهند؛ اتحادیه‌ها منافع اعضا را به نسبت مشارکت در موفقیت شرکت می‌خواهند؛ رقبا رقابت عادلانه می‌خواهند؛ جوامع محلی می‌خواهند که شرکت‌ها شهروندان مسئولی باشند و عموم مردم بهبود کیفیت زندگی که ناشی از وجود موسسه است را مطالبه می‌کنند.

به هر حال، هنگامی که موسسه‌ای سعی دارد رسالتش را به نحوی تعریف کند که منافع این گروهها در آن منظور شود، تعمیم های گسترده کفایت نمی‌نمایند. بنابراین چهار مرحله را باید پیمود:

  1. شناسایی مدعیان.
  2. درک ادعاهای مشخص برعلیه شرکت.
  3. وفق دادن ادعاها و طبقه بندی آنها برپایه اولویت.
  4. هماهنگ کردن ادعاها با سایر عوامل رسالت.

وفق دادن و اولویت‌ها. متاسفانه دلواپسی مدعیان مختلف غالباً با هم درتضادند. برای رسیدن به یک رویکرد یکپارچه، مدیران باید رسالتی را تعریف کند که ادعاهای رقیب متعارض و متضاد را با هم تلفیق نماید. هماهنگی با سایر عوامل. تقاضاهای گروههای مدعی از شرکت در مورد فعالیت های مسئولانه، تنها یکی از مجموعه دروندادهای رسالت است. فلسفه های عملیاتی مدیریت و تعیین عرضه محصول ـ بازار سایر مولفه های اصلی اند که در نظر گرفته می‌شوند. پرسش اصلی این است: شرکت چگونه می‌تواند بطور هم زمان همه مدعیان را راضی کند و موفقیت خود را در بازار بهینه سازد؟

 

مسئولیت شرکت از نگاه مدعیان

مدعی  ماهیت ادعا

سهامداران: مشارکت در توزیع سود، حق رأی، بازرسی حسابهای شرکت، انتخاب هیئت مدیره.

بستانکاران: سهم قانونی پرداخت بهره و اصل بدهی های سررسید شده از سرمایه، ایمنی دارایی های مورد وثیقه.

کارکنان: رضایت مالی، اجتماعی و روانی در محل کار، سهیم شدن در مزایای جنبی، در پیوستن به اتحادیه ها، شرایط کار مناسب.

مشتریان: خدمات همراه محصول، ضمانت های مناسب، لوازم یدکی برای پشتیبانی از محصول در دوره استفاده توسط مشتری، تحقیق و توسعه برای بهبود محصول.

تامین کنندگان: انجام به موقع تعهدات بازرگانی، روابط حرفه ای در قرارداد.

دولتها: مالیات ها(درآمد، اموال و غیره)، مراعات خط مشی‌های عمومی.

اتحادیه ها: شناخته شدن به عنوان نماینده کارکنان، استمرار حضور اتحادیه در سازمان.

رقبا: هنجارهای تعیین شده توسط جامعه و صنعت برای رفتار رقابتی.

جوامع محلی: اشتغال مولد و سالم در جامعه، مشارکت مدیران شرکت در مسائل اجتماعی، علاقه به دولت محلی و حمایت از آن، پشتیبانی از پروژه های نیکوکاری و فرهنگی.

عموم مردم: مشارکت و یاری جامعه بطور کلی، قیمت منصفانه و پیشبرد سطح تکنولوژی مربوط به خط محصول.

مسئولیت اجتماعی

مدعیان مختلف موسسه را همچنانکه در شکل زیر نشان داده شده است، می‌توان به دو گروه تقسیم کرد. داخلی ها، افراد و گروههایی اند که سهامدارند یا در استخدام موسسه هستند. خارجی ها، سایر تمام افراد یا گروههایی اند که تحت تأثیر اقدامات موسسه قرار می‌گیرند. ادعای مشترک این مجموعه بسیار وسیع و غالباً نامنظم خارجیان مسئولیت اجتماعی شرکت است..

همان گونه که اولیور وندل هولمز 1گفته است:

  “ من دریافته‌ام که بزرگترین موضوع در این دنیا بیشتر این نسیت که ما کجا ایستاد‌ه‌ایم. یا مثلاً ما در کدام جهت به پیش می‌رویم، برای این که بتوانیم به بندرگاه آسان برسیم، باید گاهی اوقات در جهت باد و گاهی هم برخلاف آن به پیش برویم، اما ما باید به پیش برویم و نباید از مسیر خود منحرف شویم و نیز نباید جایی پهلو بگیریم

ارزش اصلی بیانیه رسالت، مشخص کردن مقاصد نهایی موسسه است. موسسه هنگامی مقصود خود را قویاً احساس می‌کند که مدیران آن به پرسشهای: «در چه کسب و کار یا رشته ای هستیم؟» «به چه مشتریانی خدمت می‌کنیم؟» «چرا این سازمان وجود دارد؟» پرداخته باشند. بیانیه رسالت برای مدیران وحدت جهت پدید می‌آورد.

بیانیه رسالت موسسه انصار

     موسسه  انصار با تکیه بر باورها , ارزشها و اولویتهای اخلاقی اصلی سازمان خود یعنی اصول پنجگانه دین مقدس اسلام فروع دهگانه حاکم بر مکتب سرخ تشیع و احکام اولیه و ثانویه و اخلاق اسلامی که اعتقاد و عمل به آنها موجب سعادت فرد و اجتماع در دنیا و آخرت خواهد شد و بر اساس چشم انداز آرمانی خود که کمک به فقر زدایی و ارتقاء سطح زندگی عبادالرحمن ومجاهدین فی سبیل الله تا بالاترین سطح ممکن می باشد , مأموریت و رسالت اساسی خود را در دهه های آینده اعطای قرض الحسنه حیات بخش و احیاء کننده زندگی مادی و معنوی افراد تحت پوشش و لازم المساعده در سراسر کشور جمهوری اسلامی ایران و دیگر سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا حضور دارند می داند .

      در این راستا پایبندی به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی و اجرای فرامین مقام ولایت فقیه دام ظله العالی را در تمامی ابعاد به ویژه در زمینه احیاء و توسعه سنت جاودانه و پسندیده قرض الحسنه و رفع مشکلات و دشواریهای زندگی پاسداران و ارتقاء زندگی ایشان به سطح یک حیات کریمانه , را سر لوحه مرام نامه خود قرار داده است .

     موسسه  با بسط , تحکیم و ترویج سنت اسلامی قرض الحسنه و ترویج و فرهنگ تعاون و همکاری بر پایه تقوی , به مبارزه مستمر و پیگیر با ربا و انواع ستم پیشگی های اقتصادی که منجر به تضعیف بنیانهای حیات مادی و معنوی همه عبادالرحمن ومجاهدین فی سبیل الله به خصوص پاسداران انقلاب اسلامی و بسیجیان و ایثارگران شود می پردازد .

     خدماتی که موسسه  در حال حاضر در قالب رسالت و مأموریت خویش ارائه می دهد همانا افتتاح حساب , عقد انواع قراردادهای سپرده گذاری , تأمین آتیه اختیاری و ثابت , حق عضویت , معادل مسدودی / اعتباری , پرداخت حقوق , پرداخت تسهیلات , ارائه تسهیلات خاص , فروش اوراق بهادار , پرداخت سود سهام , فروش اقساطی کالا و پرداخت هدیه ایثار ...        می باشد .

      موسسه  با بهره گیری از مزیتهای رقابتی ئی چون تکیه بر مبانی بانکداری اسلامی , نرخ سود کمتر , کارکنان وفادار به نظام , سهل الوصول بودن بازپرداخت تسهیلات , دریافت به موقع اقساط ( کسورات ) , سوخت نشدن تسهیلات , معافیت مالیاتی , پرداخت سود بیشتر به سپرده گذاران و خلاصه با حذف وامهای ربوی , تنوع در خدمات , انعطاف پذیری و اشتراکت فرهنگی بین نیروهای سازمان با باورهای مذهبی جامعه و تأکید بر مشتریان و منابع خاص و داشتن بازار گسترده منحصر به فرد تحت نظر و با استفاده از آخرین سیستم های فن آوری پیشرفته ارائه می دهد .

     در عین حال موسسه  برای رشد سلامت مالی از تعهد لازم برخوردار است و با توجه به باورها , ارزشها و مسئولیت پذیری اجتماعی است که نسبت به مسائل اجتماعی و محیطی همواره واکنش مناسب نشان می دهد و در جهت تحقق آرمانهای والای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری رسالت و مأموریت خود را همواره جهت داده و در آن راستا به حرکت خویش بسوی نور و مکال مطلق ولایت الهی گام بر می دارد . ان شاء .... .

 

 

 


 

3- نکات برجسته رسالت های موسسه  انصار

 

1-     اعطای قرض الحسنه حیات بخش و احیاء کننده زندگی مادی و معنوی افراد تحت پوشش در سراسر کشور و سراسر کشورهای اسلامی.

2-     رفع مشکلات و دشواریهایزندگی پاسداران و ارتقاء سطح زندگی آنها به سطح یک حیات کریمانه.

3-     مبارزه مستمر و پیگیر با ربا و انواع ستم پیشگی های اقتصادی.

4-     تأکید بر مشتریان و منابع خاص پولی.

5-     دارای بازار گسترده منحصر به فرد.

6-     با توجه به باورها, ارزشها و مسئولیت پذیریهای اجتماعی نسبت به مسایل اجتماعی جامعه و محیطی واکنش مناسب نشان می دهد.

7-     بهره گیری از مزیتهای رقابتی چون تکیه بر مبانی بانکداری اسلامی تنوع در خدمات.

 

 

رسالت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی  

1-      تمرکز در مدیریت و برخورداری از سیاست‏گذاری واحد  و هماهنگی در فعالیتهای فرهنگی ، تبلیغی خارج از کشور.

2-       احیاء و گسترش تفکر و معارف اسلامی در جهان به منظور بیداری مسلمانان.

3-       ابلاغ پیام اسلام راستین به جهانیان.

4-      آگاهی جهانیان نسبت به مبانی و اهداف و مواضع انقلاب اسلامی.

5-       گسترش مناسبات فرهنگی با ملل و اقدام مختلف بخصوص مسلمانان و مستضعفان جهان.

6-      تقویت و تنظیم مناسبات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها و سازمانهای فرهنگی.

7-       عرضه صحیح فرهنگ و تمدن ایران و ویژگیهای فرهنگی ، جغرافیایی و تاریخی آن.

8-       فراهم آوردن زمینه‏های وحدت میان مسلمانان و تشکیل جبهه واحد بر اساس اصول مسلم اسلامی.

9-      مقابله فکری با فرهنگ ضد دینی ، ضد اسلامی و ضد انقلابی و آگاه کردن مسلمانان نسبت به توطئه‏های تفرقه انگیز دشمنان و دفاع از حقوق مسلمانان.

10-    رشد و ارتقاء  و اصلاح  وضع فرهنگی، تبلیغی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مسلمانان بویژه پیروان اهل البیت(ع) در جهان .

 

 

 

بیانیه ماموریت پژوهشی دانشگاه شاهد

       ما خود را متعهد می دانیم که با تلاش در جهت حفظ فضای معنوی و ارتقای آن ، با استفاده از آخرین یافته های علمی و فن آوری روز دنیا ، با انجام متعهدانه پژوهشهای مفید و مورد نیاز در راستای تثبیت پایه ها ی نظام ، تحکیم بنیانهای انقلاب اسلامی و حرکت به سوی خود اتکایی کامل کشور تلاش کنیم و از این رهگذر ، زمینه اعتلای کشور را فراهم آورده و به نیازهای جهان اسلام و جامعه بشری پاسخ دهیم .

       ما می خواهیم با انجام پژوهشهای هدفمند و تقاضا محور ، با توجه خاص به تحقیقات جامع و میان رشته ای و ارائه خدمت کیفی در زمینه های بکر پژوهشی به نظریه پردازی و تولید علم و فنآوری متناسب با نیازهای بومی پرداخته و به این ترتیب به رفع مشکلات کشور و پاسخگویی شایسته به نیازهای عمومی مردم ، به ویژه جامعه ایثارگران ، یاری رسانیم .

    ما می کوشیم با رعایت اصول اخلاقی و شئون علمی در عملکردها و ارتباطات خود و ایجاد فضای سالم پژوهشی، ضمن حفظ وتقویت اعتماد عمومی مردم ، فضـای مناسبـی برای جذب ، به کارگیری و پرورش پژوهشگران نخبه ، متعهد ، نوآور و سرآمد ایران و دنیا فراهم آوریم . در این راستا، توسعه فرهنگ پژوهش میان فرزندان شهدا و ایثارگران و استفاده از خلاقیت پژوهشگران جوان مورد تاکید ماست .

      ما سـرمایه انسانی خـود را مهمترین سرمایه پـژوهشی دانشگـاه می دانیم و از ایـن رو می کوشیم با رعایت حقوق مادی و معنوی آنان ، ضمن ایجاد انگیزه و فراهم ساختن فرصت رشد بیشتر ، بهره وری پژوهشی خود را ارتقاء دهیم .

      ما برآنیم که با توزیـع و نشـر نتایـج و دستـاوردهای پژوهشی خـود به تـوسعه نهضت نرم افزاری در کشور کمک کرده و با عرضه نتایج حاصل از پژوهش ضمن کسب منابع و پشتیبانی مناسب برای توسعه کار پژوهشی ، در جهت تقویت بنیانهای اقتصادی کشور نیز عمل نماییم .

ما خـود را در انجـام پـژوهشهـایـی کـه به تـرویـج ایثـار و شهـادت یاری می رساند ، مسئول می دانیم .



1 – Oliver Wendell Holmes