آینده پژوهی و مدیریت آینده (Managing future)

این وبلاگ با هدف نشر مقالات علمی پژوهشی در زمینه های مدیریت و آینده پژوهی تشکیل شده است

 
روش شناسی بررسی عوامل موثر در شکل گیری فعالیت های سلامت اداری نظام امدادی در راس
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸
 

 

روش شناسی بررسی عوامل موثر در شکل گیری فعالیت های سلامت اداری نظام امدادی در راستای سیاست های کلان اداری کشور

مورد کاوی: کمیته امداد امام خمینی

Methodology of Surveying Effective Factors on Activities of Administrative Health in Nation Relief upon Major Administrative Policy

Case Study: Emam Relief Foundation

دکتر احمد علی یزدان پناه

بابک نعمتی

چکیده

   این مقاله بر اساس نتایج تحقیق پیمایشی در زمینه سیاست های کلی نظلم اداری ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، و ارتباط آنها باماموریت و وظایف کمیته امداد امام خمینی(ره)، به ارائه راهکارهای عملیاتی برای پیاده سازی در  بخش امدادی کشور می پردازد.در این راستا، با طرح سه سوال عمده به جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه با افراد صاحب نظر،بررسی و فیش برداری اسناد و مدارک، و همچنین پرسشنامه پرداخته شد.  نتایج  و یافته های این پژوهش که بر مبنای تجزیه و تحلیل داده ها و به کمک روشهای آماری توصیفی انجام گرفت حاکی از این است؛با توجه به رسالت کمیته امداد، مهمترین برنامه های پیشنهادی در زمینه عملیاتی نمودن سیاست های کلی نظام اداری در نظام امدادی کشور، افزایش سطح سلامت اداری و همچنین ارتقاءکرامتانسانیاست. از این رو، اقدامات پیشنهادی پژوهشگران در اجرای بند های 6، 23، 24 و بند های 8،9،17،18 را باید مدنظر قرار داد..

Keywords:Administrative system, Political system, overall political administrative system, Health administrative



عضو هیئات علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی

کارشناسی ارشد MBA

 


 
 
هویت زمان وچیستی آینده پژوهی
نویسنده : بابک نعمتی - ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤
 

 

 

هویت زمان وچیستی آینده پژوهی

مهدی مطهرنیا

بابک نعمتی

    پرسه نمایی (چکیده) :

   زمین را باید جغرافیای خاکی زمان دانست؛ وزمان را کاخ تدبیر آدمی برای مدیریت سرنوشت بشردر این جغرافیای خاکی پنداشت. این پرسش که:"زمان چیست؟" از پرسش های مهمّی است که سهل وممتنع می نماید وپاسخگویی به آن، نیازمند تلاش فلسفی شایسته ی این مفهوم است.

     در گستره ی نگاه نگارنده به نظر می رسد که هستی حقیقتی دارد و واقعیتی. هستِ هستی با خلق زمان واقعیت می پذیرد، وخالق است که فراتر از زمان بر آن مسلط است از این دریچه ی نظر، حقیقتِ مطلق دانشواژه ای است مستقل وبی منتها، غنی -"ازلی وابدی است"- که با تولید واقعیتی مطلق به نام «زمــــــــــان» به تجلّی آغاز می کند، ودیگر واقعیت هایِ حاصل از قدرتِ خلقتِ آن خالقِ قادرِ مطلق در سروش جوانب گوناگون این "واقعیت مطلق،"یعنی «زمــــــــان»، نسبی هستند.

     لذا در تعریف زمان می توان گفت:

زمان واقعیتِ مطلقی است که از حقیقت مطلق، هستی می پذیرد؛ وچون "هستی"ای است که به اذن خالق هستی از «استی مطلق»، یعنی ازلیت وابدیت الاهی بهره برده است،همه ی خلقت ها در درون واقعیتِ مطلق این هستی «نسبی» هـــستند ودر درون آن "اَستی" می پذیرند.

     در چنین نگاهی زمان دارای دو صفت ذاتیِ واقعی بودن ومطلق بودن است.از یک سو اگرچه واقعی است اما از حقیقت مطلق برخوردار نیست،چون پیوسته ووابسته به خالق است؛ اما از سوی دیگر بنا به همین پیوستگی و وابستگی به اراده ی خالق از صفتِ مطلقیت برخوردار، واز این جهت با خالق در جاودانگی است.از همین روی نگارنده بر این اعتقاد است که زمان "مفهومی حاسم" است.مفهوم حاسم به مجموع صفات ذاتی که تشکیل دهنده ی حدّ شیءاست، گفته می شود؛ وزمان با عنایت به همین معنا دارای دو صفت:

1-       واقعی بودن و

2-       مطلق بودن ذاتی است.

     از همین روی است که اعتقاد دارد خداوند «متغّیر اولیّه مستقل» وزمان «متغیّر ثانویّه مستقلِ پیوسته» ای است؛که سایه ی خداوند محسوب می شود. تمام "هستی"های "اَستی" پذیرفته یا موجودیت یافته در آن یعنی زمان- توسط خداوند در "اُستی" خود «تـــــابــــع» هستِ "متغیّر اوّلیه مستقل"هستند؛ و اگر در بستر " متغیّر ثانویه مستقل پیوسته" ، یعنی زمان ، تغییر وتحوّلِ وصیرورت دایمی موجودیتی تابع متغیّر اوّلیه ی مستقل خدا - نباشد، در مسیر کمال متغّیر ثانویّه ی پیوسته یا همان زمان ، کندی ایجاد می کند.؛ ودستیابی به کمال را برای اَستی وهستِ اَستی پذیرفته ی خود ودیگر موجودات با چالش های جدّی روبه رومی سازد.لذا،آنکه بر زمان حاکم باشد واین حکومت را در راستای کمال تعریف شده ی متغیّر اوّلیه ی مستقل امامت کرده و روند کمال آن ها را تــــابــــع فرامین الاهی نماید ؛ خواهد توانست مسیر کمال "هستی" ها را هموار و"اُستی"ها را به آن سوی هدایت نماید.

      آینده پژوهی بر آنست که به پرسش های اساسی ما درباب آنچه "فرا واقعیت عینیِ" ما است،پاسخ های عالمانه عرضه دارد آینده پژوهی به "گسترش زمان حال یا بسط آن " می اندیشد وبر آن است که زمینه پرور و زمینه ساز "مدیریت زمان " برای رهبری روند ((Trendها وحادثه ((Event ها باشد،تا با تسلط بر زمان ،اقتدار هویتی خود را در مقام اشرف مخلوقات در اداره امور خویش در کیهان هستی به نمایش گذارد

((((     این که ما مسلمانان شیعه،امام غایب"عج" از دیدگان را امام زمان می خوانیم و او راحاضر امام دوازدهم شیعیان ،غایب از نظر است یعنی ظاهر نیست ،امّا حاضر است - در زمان وحاکم بر زمان ومکان می دانیم، نُمایانگر اعتقاد راسخ ما به مدیریت عالیه ی پنهان،امّا بس مؤثری است که در پرتو اراده الاهی این قدرتِ مدیریتی را برای هدایت وحمایت از مؤمنان راستین فراهم می آورد.این نگرش آینده پژوهی را به عنوان یک رسالت راستین نه تنها از دریچه نظر عقلایی،بل از منظر اعتقادات پاک وراسخ دینی مورد تأیید وتأکید قرار می دهد

     اینکه در یک تقسیم بندی از آینده پژوهی آن را به آینده پژوهی:

1-      جبر گرایانه

2-       فرجام گرایانه

3-       پیامبر گونه

تقسیم می کنند نیز، در راستای این دیدگاه قرار دارد؛ که آینده پژوهی علیرغم نظرات تجدّد گرایان، وسنت گرایانِ افراطی ،نه علمی سکولار که دانشی اصیل است؛وضرورتأ سکولارنمیباشد. این تلاش عالمانه، فن گرایانه، وهمچنین هنرمندانه است.)))))

   تلاش حاضر بر آن است که باتوجه دادن به این مفهوم بس کلیدی در سپهر اندیشه بشری، وبررسی سروش جوانب گوناگون آن در حدّ بضاعت علمی نویسنده،دریچه ای بر تعمق بیشتر در مبانی معرفت شناسانه ی آینده پژوهی ،وآشنا نمودن جامعه ی ملّی ما ایرانیان به آینده پژوهی«باریخ شناسی»*باز گشاید.

کلید واژه ها:

                     زمان، آینده تئوری زمان،آینده پژوهی، آینده اندیشی،

--------------------------------

*نگارنده معتقد است که از گذشته تــــــا اکنون را "تــــاریخ"می دانیم که به تـــارٌخ زمان می اندیشد؛واز اکنون بــــه آینده را "بـــــــــاریخ"می خوانیم که به آینده یا " بــــــــارٌخ "ی از زمان می اندیشد که هنوز نیامده است.از این رو می توانیم آینده پژوهی را در قالب کلمه ی هم قافیه با "تاریخ شناسی" در زبان فارسی با کلمه اثر بخش و به تبع آن قابل نفوذِ"بــــــــــــاریــــــــــخ شـــنـــاســــــی" به بیان آوریم.